السيد حامد النقوي
507
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
قرار بدهد تا مرتبهء علم او از مرتبهء علم حضرت عمر بحسب مناسبت پايينتر بوده باشد ليكن از جمله عجائب ملهيه و غرائب مضحكه آنست كه عبد الحق دهلوى در شرح همين حديث روياى لبن منامى براى خود نقل مىكند كه در استطراف و استبداع و استنكار و استشناع از اصل حديث روياى لبن بمراتب عديده بالاتر رفته و محصلش آنست كه او سبوى از لبن بالتمام دركشيد و از قدح تا سبو فرقى كه هست بر اطفال هم پوشيده نيست و مقتضاى اين منام مفرّق الاحلام با ملاحظه حديث روياى لبن آنست كه العياذ باللّه عبد الحق دهلوى از جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم هم بمراتب كثيره در علم افزونتر بوده باشد فضلا عن عمر كما لا يخفى على اهل النظر و البصر و ازينجا بر تو واضح گرديد كه اين حضرات چها مزعومات فاسده و مكنونات كاسده در ضمير رقاعت تخمير خود وديعت دارند و چگونه آن را در ضمن خوابهاى پريشان خويش بر منصهء شهود مىآرند و هر گاه تجرّى و تجاسر شيخ عبد الحق دهلوى بر افتعال مثل اين منام بر اهل احلام آشكار گرديد چندان مقام عجب از اقدام واضع منام روياى لبن و امثال آن باقى نماند زيرا كه اسلاف سنيّه را در اكثر مقاصد عموما و براى وضع احاديث فضائل خلفاء خصوصا مصلحتهاى عديده بود كه بر عاقل لبيب و متتبع اريب پوشيده نيست فهم و ان كانوا ملومين مدحورين جدّا لكن المتجرين المتأخرين ياتون شيئا ادّا حالا عبارت شيخ عبد الحق دهلوى متعلق بحديث مجعول روياى لبن بايد شنيد و علوّ مرتبه اين وضاعين در جسارت سراسر خسارت به چشم عبرت بايد ديد در اشعة اللمعات شرح فارسى مشكاة مرقوم است و عن ابن عمر قال سمعت رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلم يقول بينما انا نائم اتيت بقدح لبن گفت ابن عمر شنيدم آن حضرت را كه مىگفت در اثناى آنكه من خواب كنندهام آورده شدم به قدحى از شير يعنى قدح شير كس به من آورده و او فشربت پس نوشيدم من آن شير را حتى انّى لارى الرىّ يخرج فى اظفارى تا آنكه بدرستى من هر آينه ديدم سيرابى را كه مىبرآيد در ناخنان من از جهت بسيارى آن شير و گواراى آن رىّ بكسر را و تشديد يا سيرابى ثم اعطيت فضلى عمر بن الخطاب پستر دادم من زيادتى خود را يعنى آنكه از خوردن زياده و باقيمانده عمر بن خطاب را قالوا فما أوّلته گفتند پس چه چيز تاويل و تعبير كردى آن را يا رسول اللَّه قال العلم گفت تعبير كردم آن را بعلم و گفتهاند كه صورت مثاليّه علم در ان عالم لبنست هر كه در خواب بيند كه شير مىخورد تعبيرش آنست كه علم خالص نافع نصيب او گردد وجوه مشابهت ميان علم و شير بسيارست كما لا يخفى و كاتب حروف عفا اللَّه عنه يكبارى در خواب مىبيند كه سبوى نو و تازه از شير لطيف شيرين خنك در پيش دارد همه را فرو برده است و الحمد للّه متفق عليه انتهت عبارة الشيخ الدهلوى و لا ينتهى ما فيها من خدع الغرور الغوى الضال المضل عن الصراط السوى نادرة لطيفه تهزّ اعطاف ارباب