السيد حامد النقوي
483
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
شاهد فى هذا الباب على الحقيقة دون المجاز بالجمله در روايت قرآن اين تعليل عليل را مدخلى نيست باقى ماند روايت احاديث پس در ان هم اين تعليل پيش نمىرود زيرا كه در باب روايت احاديث از آن حضرت صلعم بنابر مذاق اهل سنت محض عدالت كافيست و بر حسب مزعوم ايشان جمله صحابه عدول بودند و معاذ اللَّه قرآن مجيد بر عدالت همه ايشان بآيات كثيرهء خود دال بود پس چه احتياج بود به اينكه براى اخذ احاديث نبويه تخصيص جماعتى ازيشان كرده آيد كه فضائل معهودهء خاصه داشته باشند و اگر بالفرض حاجتى هم بود پس اين تعليل را چه مدخلست زيرا كه قومى كه رجال را باقوال نمىتوانند شناخت بلكه اقوال را برجال مىشناسند اگر معتقد عدالت جميع صحابه هستند تخصيص جماعتى از صحابه براى شان خيلى مضر و منافى مطلوب ايشانست و اگر معتقد عدالت جميع صحابه نيستند مثل اهل حق ايشان كى اين فضائل را بتمامها تسليم خواهند كرد علاوه برين فضائل اين جماعت را آن حضرت صلعم اگر براى هدايت بقيّه اصحاب خود ارشاد فرموده پس بنا بر مذاق اهل سنت راست نمىآيد زيرا كه ايشان مظهر هستند كه تمامى صحابه خيلى با عظمت و جلالت هستند پس دريشان جماعتى را فرض نمودن كه رجال را باقوال نمىتوانند شناخت بلكه اقوال را برجال مىشناسند خيلى تحقير ايشان كردن و گوييا طريق روافض در باب خير القرون پيمودنست و اگر اين فضائل را براى هدايت تابعين بيان فرموده است پس اگر چه فرض كردن قومى كه رجال را باقوال نمىتوانند شناخت بلكه اقوال را برجال مىشناسند در زمرهء تابعين هم خلاف مذاق سنيه است كما لا يخفى على من لاحظ حديث القرون و ما هو فى كتبهم مودع مضمون ليكن برين فرض هم اين تعليل عليل درست نمىشود زيرا كه هر گاه حال رقاعت اين قوم مستوجب لوم چنينست كه رجال را باقوال نمىشناسند هرگز صحابه را به اين فضائل نخواهند شناخت چه پر ظاهرست كه جماعت معينه صحابه از رجال هستند و اين فضائل مفروضه از جملهء اقوالست و اين قوم اقوال مذكوره را از السنهء صحابه شنيده نه از لسان جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم پس بچه وجه اعتماد بر آن خواهند كرد و چگونه آن را اقوال آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلم خواهند دانست فانهم لجهلهم و عمههم لا يفقهون حديثا و لا يفهمون قيلا اولئك كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا ششم آنكه ادعاى اين معنى كه درين فضائل جميع علماى صحابه مشتركاند چنانچه از كتب حديث ظاهر است دعوى باطله و هفوهء عاطله است زيرا كه اولا اطلاق علماى صحابه بر غير متبعين باب مدينهء علم هرگز درست نمىشود زيرا كه فى الحقيقة علماى صحابه همان اشخاص بودند كه بحسب امتثال فمن أراد العلم فليات الباب مقتبس و مستفيد از جناب امير المؤمنين عليه السّلام شدند و كسانى كه معرض از باب مدينهء علم ماندند هرگز از علماى صحابه نيستند و ثانيا هرگز مسلم نيست كه جميع علماى صحابه در فضائلى كه از ان حثّ و ترغيب بر اخذ علم و قرآن ازيشان ثابت شود مشترك بودند و من ادعى فعليه البيان و چگونه احدى براى غير