السيد حامد النقوي

395

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

مدينهء علم قرار مىدهند و بار علم جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بر چنين مبناى بائر كاسد مىنهند هشتم آنكه اين خبر چنان كه دانستى مشتمل بر آنست كه ابو بكر اساس مدينهء علمست حال آنكه بطلان و هوان اين معنى بحسب قول خود أبى بكر واضح و لائح مىباشد بيانش اينكه ابو بكر از فرط جهالت و غايت ضلالت متبع شيطان بود و به نحوى اعتراى شيطان او را زائغ از منهج صواب مىنمود كه خود بالاى منبر مردم را ازين مطلب آگاه فرمود و متكلم بكلمهء حقه ان لى شيطانا يعترينى فاذا استقمت فاعينونى و إذا زغت فقومونى شده طريق انصاف پيمود و ازينجا ثابت و محقق شد كه كسانى كه ابو بكر را اساس مدينهء علم قرار داده‌اند بمفاد مدعى سست گواه چست در ميدان افترا پا را از خود خليفهء اول فراتر نهاده و ندانسته‌اند كه بناى اين اساس زيغ و عدوان كه متبع وساوس شيطانست براى مدينهء علم رب منان يكسر از صوب صواب و عرفان رائغ و به حكم عقل سليم يقينا غير جائز و سائغست نهم آنكه اساس بودن ابو بكر براى مدينه علم كه ازين خبر مفتعل واضح مىشود فساد و انهداد آن از فعل خود أبى بكر ظاهر و باهرست توضيح اين اجمال اينكه رجوع أبى بكر بسوى جناب امير المؤمنين عليه السّلام در وقائع عديده و نوازل شديده بلا اشكال ثابت و متحقق مىباشد و اگر معاذ اللَّه ابو بكر اساس مدينهء علم بود و جناب امير المؤمنين عليه السّلام باب مدينهء علم هرگز او را روا نبود كه با وصف تفوق خود بر آن جناب و حصول مزيّت اساس بر باب چنين رجوع نمايد و سجلّ جهل خويش را بختم حتم مسجل فرمايد سبحان اللَّه اين چه اساسيست كه بسوى باب روى عجز و انكسار مىآرد و اين عجب بابيست كه بر اساس بار منت و احسان تعليم خود مىگذارد و ازينجا به حمد اللَّه تعالى واضح گرديد كه واضع اين خبر ضلالت اثر اگر چه بحسب زعم خود فضيلتى براى ابو بكر تراشيده مگر به لحاظ غفلت خود از حقيقت حال آن قدوهء جهال‌گونه انصاف به ناخن اعتساف خراشيده دهم آنكه اساس بودن ابو بكر براى مدينهء علم كه ازين خبر ضلالت اثر واضح مىشود به حدى نادرستست كه احدى از اهل ايمان عند التدبّر و الامعان تفوه به آن نمىتواند كرد بيانش آنكه بلا ريب اساس مدينه بر خود مدينه مقدم مىشود و قول بتقدم ابو بكر بر جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كفر صريح و ضلال قبيحست و اهل سنت آن را بمقابلهء اهل حق بر زبان نمىتوانند آورد گو فى الواقع معتقد آن باشند و اعتقاد به اين عقيدهء فاسده ازين گروه محل عجب نيست مگر نمىدانى كه متجاسرين