السيد حامد النقوي
379
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
هفتم آنكه اگر بفرض محال اين زيادت واضحة الاهمال را ثابت دانيم و صحت انتساب محراب را بسوى مدينه نيز مفروض گردانيم و از جهل ابو بكر هم قطع نظر كنيم باز هم مطلوب ابن حجر كه اعلميت ابو بكر از جناب امير المؤمنين عليه السّلامست ثابت نخواهد شد زيرا كه بوجهى از وجوه رجحان محراب بر باب در ما نحن فيه ثابت نيست و من ادعى فعليه البيان پس چگونه مجرد محراب شدن ابو بكر موجب اعلميت او از باب خواهد گرديد هشتم آنكه بر ادنى متامل ظاهرست كه باب مدينه را مزيتى خاصه حاصلست كه هرگز محراب را بر فرض صحت انتساب آن بسوى مدينه حاصل نمىتواند شد بيانش آنكه براى مدينه ضرورست كه بابى بوده باشد بخلاف محراب كه بر فرض صحت انتساب آن بسوى مدينه نيز وجود آن براى مدينه لازم نيست و از همين جاست كه علامهء مناوى در شرح حديث انا مدينة العلم گفته فان المصطفى صلّى اللَّه عليه و سلم المدينة الجامعة لمعانى الديانات كلها و لا بد للمدينة من باب فاخبر ان بابها هو على كرم اللَّه وجهه و پر ظاهرست كه بعد اين رجحان بيّن كه باب مدينه را حاصلست محراب را برتر از باب دانستن و بنا بر اين مزعوم فاسد ابو بكر را اعلم از جناب امير المؤمنين عليه السّلام وانمودن آفتاب را به گل اندودن و در هواى نصرت باطل باد پيمودنست نهم آنكه باب مدينه چيزيست كه طالب وصول مدينه را اتيان آن على كل حال لازمست و احدى نخواهد بود كه بمدينه رسيده باشد الا اينكه اوّلا بباب مدينه فائز گرديده باشد بخلاف محراب كه طالب وصول مدينه را اتيان آن هرگز لازم نيست و ممكنست كه شخص بمدينه برسد و او را مرورى و عبورى بر محراب نيفتد و ازينجا متضح گرديد كه براى خواستگار علم جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم رجوع بسوى جناب امير المؤمنين عليه السّلام كه باب مدينهء علمست لازم و واجب مىباشد بخلاف ابو بكر كه اگر او را محراب مدينه هم فرض نمايند براى طالب علم نبوى رجوع به او لازم نخواهد شد پس چگونه مىتوان گفت كه جملهء موضوعهء محرابيه دليل اعلميت ابو بكر از جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىباشد دهم آنكه در نهايت وضوحست كه هر كه عدول از باب مدينه نمايد هرگز بمدينه نخواهد رسيد و خارج از مدينه خواهد ماند بخلاف محراب كه اگر كسى از باب داخل مدينه شود و از محراب عدول نمايد از مدينه خارج نخواهد شد و از همين جاست كه در بيان معانى حديث مدينة العلم علماى محققين اهل سنت تصريح مىنمايند كه هر كه طريق جناب امير المؤمنين عليه السّلام را خطا كرد او راه هدايت را خطا كرده است