السيد حامد النقوي
368
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
منيف نمىرساند و هر گاه ازين وجوه سبعه بر تو واضح گرديد كه نزد ابن حجر حديث مدينة العلم ثابت و متحقق ست و طعن طاعنين و قدح قادحين در آن حسب افادهء خودش باطل و ممتحق مىباشد پس محل كمال استعجاب و استغراب ارباب احلام و البابست كه چگونه ابن حجر آن را در صواعق بمقابلهء اهل حق مطعون وامىنمايد و از تحقق و ثبوت آن ابا و انكار آغاز نهاده حيرت بالاى حيرت مىافزايد هل هذا لا تعصب لا يقدم عليه الا خائب خاسر و تعنّت فاضح لا يرتكبه الا مباهت متجاسر تمسك ابن حجر بجمله « و أبو بكر محرابها » و متن رساله « اعلام الاريب بحدوث بدعة المحاريب » سبوطى ، و رد تمسك او به شانزده وجه و بايد دانست كه آنچه ابن حجر درين كلام در حق حديث مدينة العلم از بخارى و ترمذى و ابن معين نقل كرده و آن را مردود و معترض گردانيده عند التحقيق ثبوت آن ازيشان در خصوص حديث مدينة العلم و آن هم به اين نهج محلّ كلامست چنانچه سابقا جائى كه شاه صاحب قدح اين حديث از ابن معين و بخارى و ترمذى نقل كرده بتفصيل بيان كرديم و ناظر بصير را مراجعت آن مقام لازمست تا حقيقت حال بر او واضح و آشكار گردد و آنچه ارباب مكر و ادغال و كيد و احتيال در نسبت قدح اين حديث باكابر خود طريق تغرير و تزوير پيمودهاند بحدّ اتضاح و انجلا رسد اما آنچه ابن حجر گفته و على تسليم صحته او حسنه فابو بكر محرابها پس مردود و مطرودست به چند وجه اول آنكه اين كلام ابن حجر دلالت دارد بر آنكه او بنابر تنزل صحت يا حسن حديث مدينة العلم تسليم نموده بجواب ديگر كه مبنيست بر تمسك بزيادت باطله ابو بكر محرابها مشتغل گرديده و پر ظاهرست كه چنانچه دعواى صريحه ابن حجر در باب مطعونيت حديث مدينة العلم كه پيش ازين ذكر كرده بود مستوجب زجر و عتاب ارباب افهام و البابست همچنين تشكيك ركيك در صحت يا حسن حديث مدينة العلم آغاز نهادن و بنابر تنزل آن را قبول كردن مورث عذل و ملام اصحاب اذهان و احلامست سبحان اللَّه حديثى كه در استفاضه و اشتهار بلكه قطعيت و تواتر در اعلاى مراتب رسيده است و اكابر حفاظ ثقات و اجله ايقاظ اثبات تصريحات عديده و تحقيقات سديده متعلق به صحت آن فرمودهاند و خود ابن حجر مرّة بعد اولى و كرّة بعد اخرى گاهى ببسط و تفصيل و گاهى باجمال و ايجاز جميل صحت و حسن آن را در تصانيف عديده خود مثل منح مكيه و تطهير الجنان و فتاواى حديثيه حسب افادات و تصريحات ائمهء اعلام سنيه و نيز بافادات و تحقيقات خود ظاهر نموده بلكه از همين كتاب صواعق او وجوه موفورهء متكاثره و ادلهء كثيرهء متوافره ثبوت و تحقق اين حديث شريف