السيد حامد النقوي

340

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

على الكذب و الافتراء مىپيمايد و ثانيا اگر فرض كنيم كه اين كلام از خود بغويست و در نسخهء علامه ره هم موجود بود باز هم آنچه ابن روزبهان تفوه به آن نموده ثابت نمىشود زيرا كه ما درين صورت خواهيم گفت كه اعراض علامهء ره از ذكر آنچه بغوى در حق حديث انا دار الحكمة گفته است مبنى بر قضيهء مسلمه اقرار العقلاء على انفسهم مقبول و على غيرهم مردود مىباشد و نيز بناى آن بر آنست كه بعد اقرار انكار مسموع نمىشود و قابل التفات نيست نه آنكه عياذا باللّه منشأ آن خيانت فى النقل بوده باشد تفصيل اين اجمال آنكه مجرد ذكر بغوى اين حديث شريف را در كتاب خود براى احتجاج اهل حقّ به آن كافى و وافيست زيرا كه بغوى در صدر كتاب خود احاديث آن را خيلى تمجيد نموده و در وصف و مدح آن جملاتى آورده كه هر يك از آن كاشف كمال عظمت و جلالت و نهايت وثاقت و متانت احاديث آن كتاب مىباشد حيث قال فى صدر كتابه المعروف بالمصابيح اما بعد فهذه الفاظ صدرت عن صدر النبوة و سنن سارت عن معدن الرسالة و احاديث جاءت عن سيد المرسلين و خاتم النبيين هن مصابيح الدجى خرجت عن مشكاة القوى مما آورده الائمة فى كتبهم جمعتها للمنقطعين الى العبادة لتكون لهم بعد كتاب اللَّه حظا من السنن و عونا على ما هم فيه من الطاعة و تركت ذكر اسانيدها حذرا من الاطالة عليهم و اعتمادا على نقل الائمة ازين عبارت ظاهرست كه بغوى در باب احاديث كتاب خود مىفرمايد كه اين الفاظيست كه صادر شده از صدر نبوت و سننيست كه سير نموده از معدن رسالت و احاديثيست كه آمده است از سيد المرسلين و خاتم النبيّين و آن احاديث مصابيح دجاست كه خارج شده از مشكاة تقوى وارد كرده‌اند آن احاديث را ائمه در كتب خود و من جمع كردم آن را براى كسانى كه منقطع بسوى عبادت باشند تا كه آن احاديث براى ايشان بعد كتاب خدا بهره از سنن باشد و معينشان شود بر آنچه ايشان در ان مشغول هستند از طاعت و ترك كردم اسانيد آن را بخوف اطالت و بسبب اعتماد بر نقل ائمه و ازين افاده در حق حديث انا دار الحكمة كه بغوى آن را در كتاب خود وارد نموده و از جمله احاديث اين كتاب بلا ريب مىباشد اوصاف عديده عظيمه حاصل شد كه هر يك از آن قابل اصغا و استماعست اول آنكه از ان ظاهر شد كه حديث انا دار الحكمة از جمله الفاظيست كه از صدر نبوت صادر شده دوم آنكه از آن واضح گرديد كه اين حديث شريف از جملهء سننيست كه از معدن رسالت سائر گرديده