السيد حامد النقوي

324

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

ارشاد فرموده كه ابو بكر اعلمهم و افضلهم حال آنكه اين تخرص صريح و تهجم فضيح در بطلان و هوان به حدى رسيده كه بله و صبيان هم از شناعت و فظاعت آن آگاه مىباشند سبحان اللَّه سمهودى بر چنين ادعاى بزرگ و اتهام سترگ اقدام اقدام مىكند و اصلا حواله و لو مجمل باشد نمىدهد آخر كدام كسست كه اين افك را روايت نموده كاش سمهودى در انبار موضوعات اسلاف خودش نشانى ازين افتعال بدهد آخر كجا اين دروغ بىفروغ را ديده و بواسطه كدام وضّاع افّاك اين كذب به او رسيده هيهات هيهات ازين تقول شنيع و تخرص فظيع اصلا اثرى در موضوعات هم نيست فضلا عن الصحاح حال آنكه اگر ارباب صحاح سنيه هم روايت اين افك صراح و كذب بواح مىكردند هرگز بر اهل حق حجت نبود فكيف كه ازين بهت جلى كتب موضوعات هم خالى مىباشد غالبا سمهودى از مزيد تحيّر و مبهوتيت مبتلاى اين تخرّص و ممقوتيت شده و در هواى حمايت خالفه اول از عقاب كذب بر جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله الاطياب باكى ننموده بلا محابا طريق جعل و افترا پيموده ششم آنكه درين كلام جالب الملام سمهودى ادعا كرده كه اصحاب اختلاف نكردند در چيزى مگر آنكه حق با ابو بكر بود و اين ادعا هم كذب صريح و افك فضيحست و اصلا برهانى بر آن قائم نشده بلكه ادلهء لا تعد و لا تحصى مبطل اين ادعاى كاسد و زعم فاسد مىباشد و چگونه عاقلى مىتوان گفت كه در هر امر مختلف فيه حق با ابو بكر بود حال آنكه وقائع متكاثره و سوانح متوافره كه اصحاب ما شكر اللَّه مساعيهم در مطاعن او مسرود و منضود نموده‌اند صراحة واضح مىنمايد كه ابو بكر در آن راه باطل و خطا باقدام جور و اعتدا سپرده و اگر درين وقائع هائله جز منازعات سقيفه و مشاجرات فدك و خمس و ما يتبعها چيزى ديگر نبود باز هم اثبات بودن ابو بكر بر باطل و خطا الى يوم القيام و الجزا كافى و وافى بلكه اكفى و اوفى بود چه جاى آنكه ما وراى اين واقعات ديگر هم موجودست كه تشريح و تصريح آن درين مقام مفضى باطنابست و به حمد اللَّه تعالى بذكر شطرى از آن كتاب تشييد المطاعن كافل و حافل مىباشد سبحان اللَّه مگر صاحب عقلى باور مىتوان كرد كه در منازعات خلافت و فدك و امثال آن حق با جناب امير المؤمنين عليه السّلام و جناب سيّده سلام اللَّه عليها نباشد حال آنكه عصمت اين بزرگواران بنصوص قرآنيه و آيات فرقانيه و احاديث نبويه و اخبار مصطفويه كالشمس فى رابعة النهار واضح و آشكارست و ابو بكر با وصفى كه هرگز معصوم نيست و خود بجملهء صادقه انّ لى شيطانا يعترينى اعتراف مىنمايد و علاوه بر آن جهل و ضلال او بمحاجّه و استدلال اين حضرات كالنار على العلم مشهود مىگردد صاحب حق شمرده شود ذلك ظن الذين لا يوقنون