السيد حامد النقوي
325
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
هفتم آنكه سمهودى درين كلام مستفزّ سفهاء الاحلام ادعا كرده كه عدم اشتهار علم ابو بكر بسبب عدم طول مدت ابو بكرست بعد احتياج بسوى او بسبب وفات جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم حال آنكه اين توجيه ناموجه هرگز به حال او نافع نمىتواند شد زيرا كه اولا توقف اشتهار علم بر مجرد طول مدت شخص ممنوعست بلكه مناط اشتهار علم بر كمال علمى شخص مىباشد پس هر قدر كه شخص در علم كمال خواهد داشت همان قدر علمش مشتهر خواهد شد مگر نمىبينى كه جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم چقدر در امت خود مكث قليل فرموده ليكن با اين همه علم آن جناب به حدى مشتهرست كه علم احدى از انبياى سابقين بعشر معشار اشتهار آن نمىرسد حال آنكه در ان انبيا حضرت نوح عليه السّلام هم گذشته كه در طول عمر مضروب المثلست و مكث آن جناب در امت خود بچه حد طول كشيده پس معلوم شد كه طول مدت در اشتهار علم مدخليتى ندارد و مدار آن بر كمال علمى خود شخص مىباشد و هر گاه اين مطلب را دانستى پس چگونه عاقلى باور مىتوان كرد كه معاذ اللَّه من ذلك ابو بكر اعلم اصحاب جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بود ليكن بوجه قلت مكث و عدم طول مدت علم او مشتهر نشد حاشا و كلا بلكه سبب اصلى عدم اشتهار علم او آنست كه او هيچ علمى نداشت و قضيهء لم يشتهر علمه بسبب انتفاى موضوع كه علم ابو بكرست صادقست و علم و اعلميت او هرگز جز آنكه در ذهن مثل سمهودى بوده باشد وجود خارجى ندارد ثانيا اگر تسليم هم نمائيم كه مناط اشتهار علم بر طول مدت شخص مىباشد پس باز هم مطلوب سمهودى حاصل شدنى نيست چه ظاهرست كه ابو بكر از وقتى كه اسلام ظاهرى آورد تا وقتى كه بمقرش شتافت مدت دراز زندگى نمود پس اگر چنانچه مزعوم سمهوديست او اعلم صحابه بود لازم بود كه آثار اعلميت درين مدت طولانى ازو مشهود گردد و علم او مشتهر شود اما تعلل به اينكه چون در زمان جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مردم احتياج رجوع بابو بكر نداشتند لهذا آن زمان محل اشتهار علم او نبود و هر گاه بعد جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مردم را احتياج به او پيدا شد جز دو سال و چند ماه زندگى نكرد پس اين تعلل هرگز نافع نمىتواند شد زيرا كه اعلم صحابه در هر حال محتاج إليه مردمست خواه در زمان جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرض كرده شود يا بعد آن چنانچه جناب امير المؤمنين عليه السّلام كه فى الحقيقة اعلم بود در حال حيات جناب سرور كائنات عليه و آله افضل الصلوات و التحيات در علم محتاج إليه مردم بود و به همين سبب آن حضرت مردم را دلالت بسوى آن جناب فرموده بود بقول خود انا مدينة العلم و على بابها فمن أراد العلم فليات الباب