السيد حامد النقوي

306

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

ابن عمر رضى اللَّه عنهما قال كنا نقول و رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلم حىّ جملة حالية معترضة بين القول و مقوله ابو بكر و عمر و عثمان أي على هذا الترتيب عند ذكرهم و بيان امرهم رضى اللَّه عنهم و قال شارح ابو بكر و ما عطف عليه مبتدأ خبره رضى اللَّه عنهم و الجملة مقول القول و رسول اللَّه حىّ جملة معترضة أي كنا نذكر هؤلاء الثلاثة بان اللَّه تعالى رضى اللَّه عنهم و شيخ عبد الحق دهلوى در لمعات شرح مشكاة بشرح اين حديث گفته قوله ابو بكر و عمر و عثمان رضى اللَّه عنهم أي كنا نذكر هؤلاء الثلاثة بان اللَّه تعالى رضى عنهم و يحتمل ان يكون رضى اللَّه عنهم دعاء من الرواة كما هو المتعارف عند ذكر الصحابة فيكون كما جاء فى حديث آخر من ابن عمر كنا نقول على عهد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلم ابو بكر و عمر و عثمان يعنى هؤلاء الثلثة كانوا مشهورين فى الصحابة مذكورين فيهم ممتازين عن سائر الصحابة و هر گاه نوبت تراش و خراش و سخت و نجر اين خبر مشبه السمر بجاى رسيده باشد كه با وصف افراغ آن در قوالب مختلفه وضع و انتحال هيچ پهلو براى آن درست نشود و گاهى اهل عدوان آن را در باب افضليت وارد دانند و گاهى متعلق بخلافت گمان كنند و گاهى ازين هر دو وادى آن را خارج نموده صرف متعلق برضا وانمايند باز چگونه اميد مىتوان كرد كه عاقلى بر ان اعتماد خواهد نمود و در مسئلهء مهمّه تفضيل آن را اسوه و نجعه خود قرار داده مسلك بوار و تباب خواهد پيمود حاشا و كلا اين نيست جز كار سخاوى و امثال او از متنطعين كه با وصف انسلاك در سلك محدثين ازين همه اختلافات فاحشه و اختلافات مدهشه كه متعلق بالفاظ مجعوله و معانى منحوته اين خبر خرافت اثر در ميان علماى ايشان واقع شده تعامى صريح و تغافل قبيح ورزيده بلا محابا راه احتجاج به آن مىروند و از كمال خوش فهمى آن را تمرة الغراب دانسته جا و بى جا متمسك به آن مىشوند هشتم آنكه آنچه سخاوى پاى تجاسر فراتر نهاده ادعا كرده كه العياذ باللّه از خود جناب امير المؤمنين عليه السّلام ثابت شده كه آن جناب فرمود خير الناس بعد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلم ابو بكر الخ پس تخرص واضح و افتراى لائحست و هرگز قابل آن نيست كه احدى از ارباب فهم لب به آن گشايد چه جاى آنكه آن را در دل خود تصديقا جايگزين نمايد چه اين كذب شنيع و افك فظيع از جملهء آن موضوعات شبعه است كه اسلاف ناانصاف براى تغرير اخلاف سراسر اجحاف آن را وضع نموده‌اند و باختلاق اين گونه اكاذيب و اضاليل و اعاجيب و اعاليل قصب السبق از مسيلمه و سجاح ربوده ليكن قدرت قادر مطلق تماشاكردنى است كه در مضامين اين موضوعات فاسده و مصنوعات كاسده به حدى تهافت و تنافر و تناقض و تناكر