السيد حامد النقوي

279

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

سخيف انكر رو بسوى امكان مىآرد و حاشا ثم حاشا كه احدى از بصرا ديده و دانسته اين تعامى صريح را بهر خود به پسندد و بارتكاب چنين تجاهل فضيح راه امن و امان بر خويش به بندد حالا شطرى از مكالمهء حضرت ابن عباس بنابر روايات حضرات سنيه بايد شنيد عطاء اللَّه بن فضل اللَّه الشيرازى الشهير بجمال الدين المحدث در روضة الاحباب در ضمن روايت اين مكالمه آورده عائشه گفت شما منّت مىنهيد بر من برسول خدا ابن عباس گفت چه بوده است ما را كه برسول خدا منت نكنيم حال آنكه اگر مقدار سر موى يا ناخنى از انحضرت بر تو بودى هر آينه منت بر ما و بر جميع مردم مىنمودى و هر شرف كه حالا ترا هست بواسطهء آنست كه يكى از زوجات مطهرات آن حضرتى و نيستى تو از روى جمال و از راه شرف و حسب و از ممر عرق و نسب احسن و اكرم و ارجح از ايشان و مىخواهى كه سخن گويى و عصيان نورزند و امر فرمايى و خلاف امر تو نكنند و ما بمنزله لحم و دم رسول و وارث علم او باشيم عائشه گفت با وجود على بن أبى طالب ترا نرسد كه ازين مرتبه سخن گويى ابن عباس گفت اين هنگام كه دم ازين مقال و حال مىزنى من مقرّ و معترفم بحقوق او و به اين كه وى احق و اولى و اقرب و احراست با انحضرت از من زيرا كه برادر و پسر عم آن سرور و زوج دختر پاكيزه گوهر و پدر دو سبط مسمى بشير و شبر و باب مدينه علم و مشابه او بسجيه جود و حلم و گشايندهء پردهاى كرب و اندوه و غمّ و زداينده غبار ملال و آزار و همّ از صفحه دل با حاصل انحضرت وى بوده اين گفت و از نزد عائشه برخاست و پيش امير المؤمنين آمد و حكايات ما جرى بينهما مفصلا و مشروحا بعرض رسانيد نهم آنكه اخطب خوارزم در كتاب المناقب كما سمعت سابقا نامه از عمرو بن عاص بنام معاويه نقل كرده كه شطرى از ان اين ست و اما ما نسبت ابا الحسن اخا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم و وصيه الى الحسد و البغى على عثمان و سميت الصحابة فسقة و زعمت انه اشلاهم على قتله فهذا غواية ويحك يا معاوية اما علمت ان ابا حسن بذل نفسه بين يدى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم و بات على فراشه و هو صاحب السبق الى الاسلام و الهجرة و قد قال فيه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلم هو منى و انا منه و هو منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى و قد قال فيه رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم يوم غدير خم الا من كنت مولاه فعلى مولاه اللَّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله و هو الذى قال فيه عليه السّلام يوم خيبر لاعطين الراية غدا رجلا يحب اللَّه و رسوله و يحبه اللَّه و رسوله و هو الذى قال فيه عليه السّلام