السيد حامد النقوي

248

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

باب مدينهء علم مىباشند و وصول بعلم جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم منحصر در آنست كه رجوع به آن جناب كرده شود و خود جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بذريعه جناب امير المؤمنين عليه السّلام باب علم خود را بر اهل اسلام و ايمان گشاده امت خود را حكم رجوع به آن باب و التجا به آن جناب داده‌اند و در مدائن اسلام بلكه در تمامى اقطار عالم هر جا كه علم صحيح بود يا هست بتوسط جناب امير المؤمنين عليه السّلام رسيده است و آنچه از غير آن جناب ماخوذست و بسوى آن باب منتهى نمىشود هرگز صحيح نيست و هر كه از صحابه يا تابعين باخذ و استفاده از آن جناب گرويده ممتثل ارشاد جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم گرديده و هر كه از اتباع آن جناب و اخذ و استفاده از آن باب سر پيچيده خلاف حكم نبوى ورزيده و بلا شك خود را در ورطهء جهالت و ضلالت ديده و جز آنكه از علم جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم محروم بماند حظى به او نرسيده و اگر بفرض محال او را چيزى از علم حاصل شده باشد پس حال خسران مآل او مثل سارق و متسور قابل استصغار و احتقار است نه لائق استكبار و افتخار بالجمله آنچه ابن تيميه بفرط رقاعت و مزيد جلاعت خواسته است كه از هفوات خود انتشار علم اسلام در مدائن و بلاد از اغيار جناب أبى الائمة الامجاد عليه و آله آلاف السلام من رب العباد ثابت نمايد و به اين وسيلهء رذيله در صحت مضمون صدق مشحون حديث انا مدينة العلم و على بابها تشكيك نموده بياسايد ابدا صورت ظهور نمىگيرد و هيچ عاقلى اين حرف واهى را ازو نمىپذيرد و به حمد اللَّه تعالى ازين نقض مفصل و ردّ مكمل كلام مهانت انضمام او كه به تفصيل جميل بعون اللَّه الجليل بر منصهء شهود جلوه‌گر شده و بر هر ذى عينين كالصبح المسفر واضح و عيان شده كه ابن تيميه بجواب حديث مدينة العلم اگر چه تشدق و تفطع بسيار نموده ليكن جز آنكه باكاذيب صريحه و اباطيل فضيحه متمسك و متشبث شود ره بجاى نبرده و سواى آنكه بهر مطلوب منكوب خود سالك مسلك خسار و هوان و اخفاق و حرمان گردد طريقى ديگر نسپرده و لقد دمّرنا بفضل اللَّه على تزويقاته تدميرا * و تبّرنا قاطبة تلفيقاته تتبيرا * و لم نترك من كلماته الزائفة نقيرا و لا قطميراو للّه الحمد على ذلك حمدا كثيرا