السيد حامد النقوي

200

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

مدفوع و مطرود ثابت نمايم و از افحام خصام و الزام اعداء امير المؤمنين عليه السّلام حظ وافى وافر ربايم پس بايد دانست كه ابن الجوزى در صدر كتاب الموضوعات گفته فمتى رأيت حديثا خارجا عن دواوين الاسلام كالموطإ و مسند احمد و الصحيحين و سنن أبى داود و الترمذى و نحوها فانظر فيه فإن كان له نظير فى الصحاح و الحسان فرتب امره و ان ارتبت به فرأيته يباين الاصول فتامل رجال اسناده و اعتبر احوالهم من كتابنا المسمى بالضعفاء و المتروكين فانك تعرف وجه القدح فيه ازين عبارت بر متامل خبير واضح و ظاهر است كه حسب افادهء ابن الجوزى كتاب ترمذى از جمله دواوين اسلام و مثل موطا و مسند احمد و صحيحين و سنن أبى داود و امثال آن مستحق غايت تبجيل و تعظيم و نهايت تكريم و تفخيمست و حديثى كه در آن موجود باشد محتاج به نظر و فكر نيست و بلا تردد و تفكر قابل قبول و اعتماد و لائق وثوق و استنادست بلكه حديثى كه خارج از كتاب ترمذى و امثال او به نظر آيد و نظير آن در صحاح و حسان كتاب ترمذى و امثال او موجود باشد او نيز ثابت خواهد بود و در آن ارتياب را دخلى نخواهد شد و پر ظاهرست كه هر گاه عظمت و جلالت كتاب ترمذى به اين مرتبه و اصل شده كه ابن الجوزى احاديث مندرجه آن را مفروغ عن النظر وامينمايد و صحاح و حسان آن را چنان رتبه مىبخشد كه اگر در آن نظيرى موجود بوده باشد بوجه آن نظير حديث خارج از ان صحاح و حسان هم ثابت گردد پس چرا حديث مدينة العلم را كه در خود كتاب ترمذى مروى شده و ترمذى آن را تحسين هم كرده كما مضى بيانه سابقا از كمال جرأت و جسارت موضوع مىگويد و التفاتى بمروى بودن آن در كتاب ترمذى نمىنمايد اين نيست مگر تسرّع مذموم و تغافل مشوم كه ابن الجوزى را بان اهل نحله خودش مدحور و ملوم ساخته‌اند و بصدور امثال اين غفلات عظيمه و عثرات فخيمه بتعيير و تثريبش كما ينبغي پرداخته بالجمله حسب افادهء خود ابن الجوزى ابن الجوزى را لازمست كه از قدح و جرح خود در حديث مدينة العلم توبه و انابت نمايد و بكمال ثبوت و تحقق آن اعتراف صحيح صريح فرمايد و بوجه مروى بودنش در كتاب ترمذى بنهايت مقبوليت آن بگرايد و هرگز زبان بشاعت ترجمان خود را به حرف قدح و جرح آن نه آلايد و هر گاه به حمد اللَّه ثابت و متحقق گرديد كه قدح ابن الجوزى در حديث مدينة العلم حسب افادهء خودش مردود و مطرودست واضح و لائح شد كه تمسك و تشبث ابن تيميه به آن در منكرات ساقطه و هفوات هابطهء او داخل و احتجاج به آن در مقابلهء اهل حق باسفل دركات هوان و صغار و قماءت و احتقار نازل مىباشد و اصلا لائق اعتناى ارباب نصفت و احتفال اصحاب معرفت نيست و للّه الحمد على ما ابان دحوض حجة هذا الناصب المخذول بحيث لم يبق فيه ريبة لاهل الاحلام و العقول و از غرائب اكاذيب موحشه و عجائب اراجيف مدهشه