السيد حامد النقوي
201
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
اينست كه ابن تيميه از نهايت خيرهسرى بابن الجوزى نسبت مىنمايد كه او بيان كرده كه تمامى طرق حديث مدينة العلم موضوع مىباشد حال آنكه بر ناظر كتاب الموضوعات ابن الجوزى به خوبى واضح و لائح است كه او از طرق متكاثره و اسانيد متوافره حديث مدينة العلم طريقى چند كه حسب فهم ناقص خود قابل قدح و جرح ديده مذكور ساخته باظهار مقدوحيت آن بنابر راى عاطل خود علم بغى و اعتساف برافراخته حال آنكه قدح او در آن طرق نيز نزد مهرهء فن مقبول نيست و ازينجاست كه در مقام تعقّب برآمده بافادات متينه و اجادات رزينه كلام او را فرسودهاند اما بسيارى از طرق صحيحه و اسانيد صريحه اين حديث شريف كه در كتب محدثين فخام و مسندين عظام يافته مىشود پس ابن الجوزى اصلا و مطلقا آن را ذكر ننموده راه تجاهل و تغافل از آن يكسر پيموده و قد ذكرنا كثيرا منها فيما سبق من الكلام ردّا على المخاطب القمقام پس چگونه بعد ملاحظهء آن مىتوان گفت كه ابن الجوزى وضع و بطلان تمام طرق اين حديث شريف را بمعرض بيان رسانيده هل هذا الا افك صريح * و كذب فضيح * لا يرتكبه الا من هو عن الايمان شاحط نزيح * و عن الايقان معرض مشيح اما آنچه ابن تيميه در كلام مهانت انضمام خود تفوه نموده كه كذب از نفس متن حديث مدينة العلم شناخته مىشود زيرا كه هر گاه جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مدينهء علم باشند و نباشد براى آن مدينه مگر باب واحد و نه تبليغ كند از آن جناب علم را مگر واحد فاسد خواهد شد امر اسلام پس از جملهء خرافات واضحة البطلان و جزافات ظاهرة الهوانست و غالبا ابن تيميه از غايت نفاق و نهايت شقاق خود تاييد منكرين نبوت جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله الاطياب پيش نظر دارد و همت را بر هدم مبانى اسلام بضمن رد كلام اهل حق برمىگمارد زيرا كه جاحدين و منكرين اين تقرير سراسر تزوير را در انكار نبوت جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بلكه انكار نبوت هر نبى سرد مىتوانند كرد و مىتوانند گفت كه هر گاه خداوند عالم عالم باشد بشرائع دين و احكام تكليفيهء عباد و ابلاغ نكند شرائع و احكام را از جانب او بسوى عباد مگر شخص واحد كه نبى آن عصر بوده باشد فاسد خواهد شد امر دين و ثابت نخواهد شد هيچ يك از شرائع آن بلكه مىبايد كه تبليغ عن اللَّه نمايد در زمان واحد عدد كثير انبيا كه بالغ به حد تواتر بوده باشند و اگر چه اين كلام در مقام اسكات و افحام ابن تيميه الد الخصام كافى و وافيست زيرا كه هر جوابى كه اولياى ابن تيميه براى رد تقرير منكرين نبوت