السيد حامد النقوي
199
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
از آنچه در اين جا بمعرض بيان رسانيدم محتاج إليه نيست اما تمسك ابن تيميه بقدح و جرح ابن الجوزى درين حديث شريف پس جواب آن نيز بتفصيل جميل بعون اللَّه المفضل المنيل در ضمن رد كلام شاه صاحب سبق ذكر يافته به نهجى كه اگر ناظر با انصاف تارك زيغ و اعتساف آن را به بيند جز مسلك تسليم و اعتراف به آن راهى ديگر نگزيند بلكه مضامين حقآگين آن در جودت و متانت و قوت و رزانت به حدى رسيده كه اگر عظماى عصبيت نهاد و و كبراى عضيهت بنياد هم جوامع هم قالصه خود را بر رد و استنكار ان برگمارند جحود و الطاط آن را از قبيل محالات شمارند و چگونه چنين نباشد حال آنكه در ان جواب مناعت نصاب علاوه بر كمال جرأت و جسارت ابن الجوزى در حكم بالوضع و ديگر مخازى شنيعه و معايب فظيعه او بنصوص اكابر حفاظ اعلام و افادات اجلهء ايقاظ فخام سنيه ثابت كرده شد كه قدح و جرح ابن الجوزى در خصوص اين حديث سراسر باطل و مضمحل و كليّة از صوب صواب منقطع و منخزلست و بسيارى ازين حضرات وهن و فساد و بطلان و هوان آن ببيان براعت اقتران خود اجمالا و تفصيلا بمنصه شهود رسانيده خطاء آن متسرع متجاسر و خطل آن متهوك خاسر بنهايت ايضاح واضح و آشكار گردانيدهاند پس قدح و جرحى كه در بطلان و فساد و انحزام و انهداد به اين حد برسد كه تحقيقات و افادات حفاظ متقدمين و متاخرين و تنصيصات و اجادات نقاد متوسعين متبحرين سابقا و لاحقا مبطل و موهن آن بوده باشد هرگز شايان آن نيست كه در مقام تحقيق مرام و احتجاج بمقابلهء خصام ابن تيميه ذكر آن بر زبان آرد و آن را در اثبات ادعاى باطل خود كافى و وافى انگارد بلكه حرف انصاف آنست كه اگر ابن تيميه شطرى از حيا و آزرم مىداشت همت بر ستر و كتمان اين خطيهء كبرى و جريمهء عظماى ابن الجوزى مىگماشت و آن را انفع به حال خود و مذهب خود مىانگاشت و بذكر آن لواء رقاعت و خلاعت نمىافراشت ليكن چون باقتفاى اسلاف احلاف اللؤم و اللؤم خصوصا ثالث القوم نحيزهء رذيله و غريزهء ضئيلهء او از صفت حيا يكسر عارى و شنشنئه رديه و سجيهء مرويه وقاحت در رگ و پى او جاريست لهذا اين جسارت سراسر خسارت ابن الجوزى را تمرة الغراب فهميده براى تخليص گلوى خود از ربقهء انقياد بحديث مدينة العلم انفع ما فى الباب ديده حال آنكه تمسك و تشبث به اين جسارت موبقه و جرأت مزهقه اصلا فائده بحالش نمىرساند و به هيچ وجه عنق او را از نير مذلت نمىرهاند و چون نحيف بعون اللَّه و لطف توفيقه در رد جسارت خود ابن تيميه در باب اين حديث بكلام خودش ارغام انف او نمودم و مسلك تخجيل و تنكيل او باعترافات صحيحه و اذعانات صريحه او پيمودم همچنين مناسب مىنمايد كه تجاسر ابن الجوزى را كه ابن تيميه درين مقام متمسك به آن شده نيز از كلام خودش باطل و مردود و