السيد حامد النقوي

192

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

لازم مىداند پس باز چرا در اين جا سر از حكم محكم ابن معين در باب صحت حديث مدينة العلم مىتابد و بىمحابا خليع العذار و گسسته مهار در وادى پر خار قدح اين حديث عزيز المثار مىشتابد هل هذا الا تهافت فضيح و تناكر قبيح لا يصدر الا من اعفك سفيه او ارعن لا ينجع فيه ايقاظ و لا تنبيه و از جملهء عجائب مستطرفه اينست كه ابن تيميه هنگام قدح و جرح حديث مدينة العلم چنانچه از افادات يحيى بن معين متعلق به تصحيح اين حديث شريف تعامى صريح ورزيده همچنين از جانب روايت كردن احمد بن حنبل اين حديث را طريق تجاهل فضيح گزيده حال آنكه بر متتبع خبير پوشيده نيست كه احمد بن حنبل اين حديث شريف را بطرق متعدده روايت نموده است كما عرفت سابقا و روايت كردن او حديث مدينة العلم را دليل كمال ثبوت و تحقق آنست و اگر چه اين مطلب به حمد اللَّه الجليل در ما سبق بتفصيل جميل از افادات علامهء اخطب خوارزم و سبط ابن الجوزى و محمد يوسف كنجى مبين و مبرهن شده ليكن در اين جا از كلمات خود ابن تيميه تحقق و ثبوت اين مقصود محمود بايد ديد آنفا از عبارات ثلاثه ابن تيميه دانستى كه احمد بن حنبل يكى از ان محدثين منقدينست كه ابن تيميه باطرا و احفاى تمام ايشان را ستوده قصب السبق در اجلال و اعظامشان ربوده و جمله صفات عاليه و سمات متعاليه كه ابن تيميه در آن عبارات براى آن محدثين منقدين ذكر كرده حظّ احمد بن حنبل از ان اوفى و وافر مىباشد و هذا ظاهر لا ينكر و هر گاه حال بر چنين منوال باشد پس چگونه مىتوان گفت كه احمد بن حنبل با آن همه علو منزلت در نقد و اختبار احاديث و آثار كه ابن تيميه براى او حاصل مىداند و علم تفاخر خود را به آن باوج عيّوق مىرساند حديثى موضوع را از جملهء فضائل و مفاخر جناب امير المؤمنين عليه السّلام شمرده و بروايت كردن آن جلالت مرتبت خود را بحضيض منقصت برده و از عبارت ثانيه ابن تيميه بالخصوص واضح و لائحست كه نزد ابن تيميه ثعلبى و امثال او اگر چه بسبب صلاح و دين تعمد كذب نمىنمايند ليكن هر آنچه در كتب مىيابند نقل مىكنند و آنچه مىشنوند بتدوين مىرسانند و براى هيچ يكى از ايشان خبرت باسانيد مثل ائمهء حديث حاصل نيست و بعد ازين ابن تيميه در عبارت مذكوره جماعتى از اصحاب حديث ذكر نموده كه در آن احمد بن حنبل نيز شامل ست و در مدح ايشان مبالغه تمام به كار برده و خبرت و معرفت ايشان را باحاديث و رجال بعنوان خاص بيان كرده و ازين تقرير ابن تيميه بكمال وضوح ثابت مىگردد كه در مصنفات احمد و امثال او هرگز مكذوبات و موضوعات مندرج نيست و اين جماعت كه ابن تيميه مدح‌شان نموده است مثل ثعلبى و غيره نيستند كه حسب اظهار ابن تيميه آنچه مىيابند نقل مىكنند و ازينجا به حمد اللَّه تعالى بكمال وضوح متحقق شد كه چون حديث مدينة العلم در كتاب المناقب احمد بن حنبل بطرق عديده مندرج است لهذا هرگز حديث مكذوب و موضوع نيست و زعم ابن تيميه در باب موضوعيت آن بحسب افادهء خودش باطل و