السيد حامد النقوي

193

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

مردود و مضمحل و مطرودست و علاوه برين بايد ديد كه ابن تيميه در ديگر كلمات خود نسبت باحمد و روايتش چه اعتراف مىنمايد و چگونه مرتبه او را در احتياط و احتراز از روايات غير ثقات مبين نموده در عظمتش مىافزايد ابن تيميه در منهاج گفته و الناس فى مصنفاتهم منهم من لا يروى عمن يعلم انه يكذب مثل مالك و شعبة و يحيى بن سعيد و عبد الرحمن بن مهدى و احمد بن حنبل فان هؤلاء لا يروون عن شخص ليس بثقة عندهم و لا يروون حديثا يعلمون انه عن كذاب و لا يروون احاديث الكذابين الذين يعرفون بتعمد الكذب ازين عبارت ظاهرست كه بعض مردم در مصنفات خود روايت نمىكنند از كسى كه مىدانند كه او ارتكاب كذب مىكند مثل مالك و شعبه و يحيى بن سعيد و عبد الرحمن ابن مهدى و احمد بن حنبل پس بتحقيق كه اينها روايت نمىكنند از شخصى كه نزد ايشان ثقه نباشد و روايت نمىكنند حديثى را كه مىدانند صدور آن را از كذاب و روايت نمىكنند احاديث كذابانى را كه بتعمد كذب معروف مىباشند و پر ظاهرست كه هر گاه بحسب اعتراف ابن تيميه احمد روايت نمىكند در مصنفات خود از كسى كه او را كاذب مىداند بلكه روايت نمىكند از شخصى كه نزد او ثقه نباشد و روايت نمىكند حديثى را كه مىداند كه آن حديث از كذاب صادر شده و روايت نمىكند احاديث كذابانى را كه معروفند بتعمد كذب پس ثابت گرديد كه حديث مدينة العلم كه احمد بن حنبل آن را در كتاب المناقب بطرق عديده روايت كرده هرگز حديث موضوع نيست و روات آن غير از ثقات ديگران نيستند و الا احمد آن را ابدا روايت نمىكرد و ادخال آن را در تصنيف خود جائز نمىدانست فالحمد للَّه على ظهور خزى هذا الناصب المخذول حسب ما اعترف بنفسه فى حق احمد من القول المقبول و از اعجب عجائب اينست كه خود اين ناصب مدحور معترف و مقر مىباشد كه اين حديث را ترمذى روايت كرده و با وصف اين اقرار و اعتراف راه اعتدا و اعتساف و مسلك خروج و انحراف از آن پيش مىگيرد و نمىداند كه مجرد روايت كردن ترمذى اين حديث را بسست زيرا كه ترمذى يكى از اركان سته علم حديث است و كتاب جامع صحيح او كه در آن اين حديث شريف را اخراج و ادراج نموده است از جملهء صحاح سته است كه اهل سنت قديما و حديثا بر ان مىنازند و جانهاى شيرين خود در حمايت حماى آن مىبازند و عجائب مفاخر عاليه و غرائب مآثر غاليه براى آن ثابت مىسازند و بانواع تبجيل و تكريم و تمجيد و تفخيم آن را مىنوازند حتى كه احاديث آن را در صحت و ثبوت باعلاى مدارج مىرسانند تا اينكه اگر كسى بر صحت احاديث آن بطلاق حالف شود او را حانث نمىدانند بلكه اهل شرق و غرب را بر صحت احاديث اين كتب متفق وا مىنمايند و اين معنى دليل بودن خود از فرقهء ناجيه گردانيده حيرت ارباب عبرت مىافزايند كما سبق فى مجلد حديث الطير مفصلا پس به حمد اللَّه تعالى واضح و لائح گرديد كه حديث مدينة العلم كه حسب اعتراف ابن تيميه ترمذى آن را روايت كرده است در صحت و ثبوت بمرتبه رسيده كه اگر