السيد حامد النقوي

162

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

از دستبرديست كه در اموال مسلمين نموده پس بتحقيق كه اقرار بخيانت خود كرده و اگر گمان كند كه از مال خودش هست پس بتحقيق كه اسراف كرده است و در هر حال او را معزول گرداند و عمل او را بسوى خود منضم نمايد و هر گاه اين نامه خليفه ثانى نزد ابو عبيده رسيد خالد را بذريعه نامه خود طلب كرد بعد از آن مردم را جمع نمود و بر منبر نشست بريد خليفه ثانى بايستاد و از خالد سؤال حقيقت حال بخشش آغاز نهاد ليكن او در جواب كار بند سكوت گرديد تا اينكه نوبت بتكرار و اكثار رسيد و ابو عبيده درين حال ساكت و صامت بود چيزى نمىگفت حال آنكه از جانب خليفه مامور بود كه خالد را بعمامه او مقيد كند و كلاه از سرش بگيرد و او را در همين حال بدارد تا آنكه او از حقيقت بخشش آگاه نمايد مگر بلال كه در آن وقت حاضر بود ايستاده شد و از حكم خليفه خالد را مطلع ساخت و بنزع قلنسوه و تقييد او بعمامه نيز بپرداخت و او را بجواب دادن از حال بخشش ملجا كرد آخر الامر خالد ناچار شد و و گفت اين بخشش از مال خود من بود چون حكم خليفه همين بود كه خالد تا وقت اظهار حال بخشش مقيد باشد بلال بعد تحصيل جواب از خالد او را رها كرد خالد بعد اين حال پر اختلال قرين تحير ماند و نمىدانست كه معزول مىباشد يا غير معزول و ابو عبيده با وصف آنكه از جانب خليفه مامور بود به اينكه خالد را در هر حال عزل نمايد مطلقا از عزلش او را اعلام و اخبار نكرد تا اينكه چون كار به طول انجاميد و خالد به خدمت خليفه نرسيد حضرت شان پس بحقيقت امر بردند و تفريط و تقصير ابو عبيده را درين باب دريافتند و بناچارى به خود خالد نوشتند كه به خدمت شان حاضر آيد چون خالد ازين حال آگاهى يافت بسوى ابو عبيده شد و او را بر كتمان خبر عزل خود ملامت كرد ابو عبيده گفت من نبودم كه تخويف تو مىكردم تا وقتى كه براى آن چاره مىيافتم و بتحقيق كه دانسته بودم كه اين عزل تو را خائف مىكند خالد چون اين عذر مهمل ابو عبيده شنفت چار و ناچار عزم مدينه كرد و هر گاه به خدمت خليفه ثانى رسيد حضرت شان بعد تعيير و تانيب او را مصادره كردند و بكيفر كردارش رسانيدند بالجمله ازين روايت سراپا نكايت كه به تفصيلش انشاء اللَّه المجيب عما قريب خواهى رسيد كمال مراعات و محابات ابو عبيده بن الجراح با خالد عظيم الافتضاح و عدم امتثال امر خليفه ثانى در عزل آن خائن جانى نهايت واضح و لائحست و فضائح و قبائحى كه ازين مقام براى ابو عبيده ثابت و محقق مىشود بوجه مزيد اتضاح محتاج تبيين و تصريح نيست و بعد درك آن در بطلان حديث امانت ابو عبيده ريبى باقى نمىماند حالا عبارات علمائى اعلام و نبلاى عاليمقام سنيه كه مخبر و مفصح از ما ذكر مىباشد بايد شنيد ابو جعفر محمد بن جرير طبرى در تاريخ خود گفته و فى هذه السنة اعنى سنه 17 ادرب خالد بن الوليد و عياض بن غنم فى رواية سيف عن شيوخه