السيد حامد النقوي
135
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
نمىنمود و راضى بر رد كردن غلامان نمىشد چه چيزى كه حسب تطييب و تحليل جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم حلال و پاكيزه شده باشد و خود آن جناب براى اصلاح حال معاذ و اداى دين او به لحاظ بلاء دين معاذ آن را پاكيزه كرده باشد گرفتنش و ملك خود دانستنش هرگز موجب دخول نار نمىشود و اين واقعه منام صراحة دلالت بر آن دارد كه اخذ معاذ اين عبيد را و ايشان را ملك خود فهميدن و راضى نشدن بر رد ايشان به حدى امر عظيم و جرم فخيم بود كه معاذ بان مستوجب نار و مستحق غضب جبار گرديد و در عالم رويا ديد آنچه ديد پس معلوم شد كه اين حديث محض ساخته و پرداخته حضرات سنيه است كه براى تبريه ساحت معاذ از اخذ مال غير حلال حسبة للّه آن را وضع فرموده آتشى كه معاذ در عالم منام بهر خود ديده بود بدتر از آن براى خويشتن افروختهاند و از جمله قواطع لسان و قواصم ظهور اهل شنان آنست كه از مطالعه صحيح ترمذى بنهايت وضوح واضح و آشكار مىگردد كه جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم وقت ارسال معاذ بسوى يمن ممانعت اكيده و مبالغه شديده از اخذ هدايا فرموده بودند و درين باب به حدى اهتمام فرمودند كه بعد روانه شدن معاذ شخصى خاص را بسوى او فرستاده او را واپس طلب فرمودند و هر گاه او حاضر آمد بخطاب او ارشاد فرمودند كه مىدانى كه چرا ترا طلب كردم معاذ اظهار عدم علم خود كرد آن حضرت فرمودند كه ترا طلب نمودهام براى اينكه ترا وصيت كنم و بگويم كه هيچ چيز را به غير اذن من نگير كه ان غلويست و هر كه ارتكاب غلول نمايد خواهد آورد روز قيامت آنچه را كه غلول كرده و بعد ازين تهديد شديد ارشاد كردند كه براى همين امر طلب كرده بودم پس برو بسوى عمل خود حالا حديثى كه در آن اين واقعه مذكورست بايد شنيد ترمذى در صحيح خود گفته باب ما جاء فى هدايا الامراء حدثنا ابو كريب حدثنا ابو أسامة عن داود بن يزيد الاودى عن المغيرة بن شبيل عن قيس بن أبى حازم عن معاذ بن جبل قال بعثنى رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلم الى اليمن فلما سرت ارسل فى اثرى فرددت فقال أ تدري لم بعثت إليك لا تصيبن شيئا به غير اذنى فانه غلول و من يغلل يات بما غل يوم القيمة لهذا دعوتك فامض لعملك قال و فى الباب عن عدى بن عميرة و بريدة و المستورد بن شداد و أبى حميد و ابن عمر ازين عبارت صدق آنچه حقير عرض كردم در نهايت اتضاح رسيد و ماوراى آن اين هم واضح شد كه راوى اين روايت و حاكى اين حكايت خود معاذست كه واقعه مردود شدن خود و مخاطب گرديدن بتهديد شديد و وعيد عتيد بمزيد انصاف پسندى براى ديگران بيان كرده و نيز ازين عبارت ظاهر گرديد كه اين حديث حكم هداياى امرا را واضح و لائح مىگرداند و لهذا ترمذى براى آن