السيد حامد النقوي
136
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
باب خاص معقود نموده و زير ترجمه باب ما جاء فى هدايا الامراء آن را ذكر فرموده بالجمله اين حديث شريف كه آن را از جمله دلائل نبوت و آيات رسالت بايد شمرد ظاهر و باهر مىنمايد كه جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم قبل از وقوع واقعه خيانت و جنايت معاذ از آن آگاه بودند و براى تقدم بالحفظ او را بعد روانه شدن طلب فرمودند و بنهايت اهتمام بليغ ردع و زجر او از گرفتن چيزى نمودند و باقتباس كلام الهى اعنى وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ تحذير و تخويف او باقصى الغايه رسانيدند و او را از حكم حرمت قبول هديه آگاه گردانيدند ليكن او با اين همه تنبيه و تأكيد و تهديد و تشديد از قول و فعل نبوى بهره بر نداشت و همت بر اخذ و جرّ اموال غير حلال برگماشت و اين صنيع شنيع معاذ چندان مستبدع و مستنكر نيست زيرا كه حب مال همواره بر غالب صحابه غالب و نقد دين و ايمان را ازيشان سالب بود البته اين همه مساعى نامشكوره اسلاف اهل سنت در ستر معايب و اخفاى مثالب ايشان ديدنيست كه چه رنگها مىريزند و چه حيلهها برمىانگيزند و درين باب از ارتكاب كذب و دروغ بر جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله الاطياب هم دريغ نمىكنند و بلا لحاظ احاديث صحيحه ثابته از آن جناب و بلا ملاحظه وقائع متحققه عهد آن جناب باقدام و اجترا بر كذب و افترا بناى دين و ايمان خود مىكنند بالجمله ازين حديث صحيح ترمذى وضع و افتعال حديث مصنوع تطييب هديه براى معاذ به حدى منجلى و متضح گرديد كه هيچ عاقلى را در آن اصلا ريب و شكى دامنگير نمىتواند شد وَ يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ و يرينا فى كل مشهد سواطع آياته و گمان مبر كه معاذ بن جبل صرف در امر عبيد و غلمان راكب متن خطاء و خطل و ممتطى صهوهء عثار و زلل گرديده بلكه از راه جهل مالى را كه هنگام اقامت در يمن بذريعه تجارت در مال اللَّه حاصل كرده بود نيز مثل غلمان و عبيد مال خود مىفهميد و بدفع آن و دست بردارى از آن راضى نمىگرديد و درين باب نيز هر چند حضرت عمر او را افهام و تفهيم بليغ نمودند ليكن آن خيرهسر نصيحت ايشان را قابل قبول ندانسته پس پشت خود انداخت و در استحلال آن مال ارسال جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم او را بسوى يمن براى جبر حال دستاويز خود ساخت آخر نوبت بجاى رسيد كه در عالم رويا خويشتن را مشرف بر غرق يافت و بناچارى بسوى استحلال آن از خليفه اول بشتافت علامه ابن عبد البر در كتاب استيعاب بترجمه معاذ گفته حدثنا خلف بن قاسم حدثنا ابن المفسر حدثنا احمد بن على حدثنا يحيى بن معين حدثنا عبد الرزاق أنبأنا معمر عن الزهرى عن عبد الرحمن بن عبد اللَّه بن كعب بن مالك عن ابيه قال كان معاذ بن جبل شابا جميلا افضل من شباب قومه سمحا لا يمسك فلم يزل