السيد حامد النقوي

8

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

هذين القرينين و هذين القرينين لستة ابعرة مىباشد مخالفت دارد پس محمول بر تعدد واقعه خواهد بود و بعد سماع اين نصوص زاهره بر عدم بطلان حديث بسبب اختلاف روايات و امكان جمع بحمل بر تعدد واقعه گمانم نيست كه منصفى اختلاف روايات را در باب طير سبب قدح و جرح اصل حديث انكار دو همت را بر خلاف و شقاق ائمه با جلالت بر گمارد فالعجب من الكابلى المتتبع النظار * كيف عرض الحديث للقدح و الانكار به مجرد اختلاف الروايات فى الطّير المشوى * و لم يقف على داب خدام الحديث النّبويّ * حيث انهم حملوا اختلاف كثير من الاحاديث على تعدد الواقعه * و جعلوه حجّة نافية للشبهات قاطعة * فليت شعرى هل يقف الكابلى عن مقالته السمجة الشنيعة * و يتوب عن هفوته الغثة الفظيعة * أم يصرّ على ذنبه * و يدع النصفة فى جنبه * فيبطل شطرا عظيما من الروايات و الاخبار * و يعاند جمعا كثيرا من العلماء و الاحبار قوله و اين حديث را اكثر محدثين موضوع گفته‌اند اقول ادعاى مخاطب فطين حكم اكثر محدثين به وضع اين حديث شريف متين كذبيست ظاهر و مستبين و افكيست واضح و مبين و بهتانيست مذل و مهين و تقولست باطل و مهين زيرا كه به حمد اللَّه تعالى از بيان سابق ظاهر گرديد كه روات و مثبتين اين حديث شريف در هر قرن به حدى كثرت داشتند كه بسبب آن در حصول تواترش شكى نيست پس چه طور راست خواهد شد كه اكثر محدثين اين حديث را موضوع گفته‌اند و نيز چون دانستى كه اين حديث را ترمذى در صحيح خود كه از جمله صحاح سته است روايت كرده و حسب افادات اكابر قوم كما عرفت سابقا صحاح ستة باتفاق شرق و غرب صحيحست و بر صحت آن اجماع ائمّه واقع شده و امت جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و سلم باسرها بر قبول آن متفقست و به اين تقريب حديث طير نيز باتفاق شرق و غرب صحيح و اجماع ائمه و علماى دين بر صحت آن و اتفاق امت آن جناب بر قبول آن واقع‌ست پس بالبداهة ثابت خواهد شد كه اكثريت حاكمين به وضع اين حديث حرفيست بىاصل و واهى جالب انواع خسار و تباهى سبحان اللَّه مخاطب با جلالت بسبب مزيد ميلان و ركون و طمأنينت و سكون بطبع ذو فنون خود اصلا نظرى بر افادات ائمه خويش نينداخته انهماكا فى نصر الباطل حكم وضع اين حديث را باكثر محدثين منسوب ساخته نهايت طول باع و توسع اطلاع خويش بر همگنان ظاهر نموده احراز خصل سبق در ميادين تبحر و تمهّر فرموده و محل عجب اين ست كه مخاطب با وصفى كه ادعاى حكم اكثر محدثين به وضع حديث طير آغاز نهاده داد تهويل عوام و تخديع انعام و ازلال اغثام و ادحاض لئام داده لكن در مقام تبيين و تصريح و اظهار و توضيح دل از تفصيل و تشريح دزديده جز از احالت تصريح وضع بجزرى و نقل قول ذهبى ديگر نچاويده پس أي كاش اگر حضرت او تعب ذكر اسماى تمامى آن محدثين كه حسب زعم او اين حديث را موضوع گفته‌اند بر جان نازنين خود گوارا نفرموده بود لا اقل اسماى بعض ديگر از ايشان ذكر مىنمود و در مقام شرح و تفصيل دعوى پر تهويل محضر بر