السيد حامد النقوي

77

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و تحامل و تعاص مخاطب رئيس المسوّلين و ديگر محرفين متعصبين باقصاى مراتب رسانيده چه هيچ انسانى كه ادنى حظى از شعور له و ادراك دارد بعد اين توضيح و تبيين و تفسير نمىتواند گفت كه مراد از احبيّت بسبب فى الاكل بسبب حاضرين منصور مىشود نيست ؟ ؟ ؟ له أو ليّن و آخرين و نيز تقدير من بعد اين تبيين و تفسير محض ازلال و تزوير و تحريف و تعزيرست و نيز اختراع ديگر حيثيّات مبتدعه و تقييدات مخترعه همه خدع سراب و نقش بر آب و سراسر مخالفت حق و صوابست و نيز اخراج اوّل بلكه ثلاثه از مدينه نفعى به حال خوارج نمىرساند و گلوى ايشان را از داء عضال اشكال نمىرهاند مگر آنكه بگويند كه احبيّت از اولين و آخرين مستلزم احبيّت از حاضرين و موجودين نيست و ذلك ما يضحك الثكلى وجه نوزدهم آنكه اگر مقصود از احبّ احبّ فى الاكل مع النبىّ لتضاعف لذّة الطعام مىبود مقتضاى استجابت دعا آن بود كه يكى ازواج مصداق آن شود زيرا كه همكاسه شدن محبوبه از همكاسه شدن فرزند و كسى كه قائم مقام فرزند باشد زياده‌تر موجب تضاعف لذت طعام مىشود بلكه التذاذ را باضعاف مضاعفه مىرساند پس محروم ماندن ازواج از مواكلت طير و مصداقيّت احبّ خصوصا محروم كردن حضرت حميرا كه حسب مزعوم اهل سنت احبّ ازواج بلكه بنابر بعض اخبار موضوعه‌شان احب نسا بود دليل صريحست بر آنكه هرگز مقصود آن جناب از احبّ احب فى الاكل نبود بلكه مقصود از احب همان احب كه مصداقش جز افضل الناس بالعموم كسى ديگر نمىباشد بوده و اگر شاهصاحب بمزيد انتشار و اضطرار بيضه در طاس اندازند و تضاعف لذت طعام را در همكاسه شدن فرزند و كسى كه قائم مقام فرزند باشد منحصر سازند و با وصف آن همه حمايت‌هاى خود در تهى ازواج همكاسه شدنشان را موجب تضاعف لذت طعام ندانند باز هم گلويشان از خناق اشكال و اعضال خلاصى نمىيابد چه ظاهرست كه همكاسه شدن اولاد بلا شعبه زياده‌تر موجب تضاعف لذت طعامست نسبت بهمكاسه شدن كسى كه در حكم اولاد باشد پس بنا بر اين مىبايست كه درين واقعه جناب فاطمه عليها السّلام كه بنت آن جناب بود مصداق احبّ شود نه جناب امير المؤمنين عليه السّلام كه آن جناب ابن العم بود و داماد فانتكث به حمد اللَّه الهادى الى السّداد * حبل التسويل و التحريف الّذى لا يرتضيه ارباب الرشاد * و ظهران الماوّلين يهيمون من الخدع و الختل و العسف فى كل واد * و لا يحصلون من زيغهم و خترهم و حيفهم على طائل و مراد * وجه بستم آنكه اگر مراد محض احبيّت فى الاكل لحصول الالتذاذ مىبود پس چرا انس بن مالك شيفتگى و و له تمام داشت به اين كه دعا در حق بعض انصار واقع شود و چرا به اين سبب جناب امير المؤمنين عليه السّلام را از داخل شدن مكرّرا منع كرد و تجشّم مئونت احتيال را احتمال نمود ادنى عاقلى بعد ملاحظه اين ترجى و تمنى و كلف و شغف و تعلّل و تحيّل انس يقين واثق حاصل مىكند به آنكه اين مرتبه بس عظيم و جليل و منيع و منزلت نهايت فخيم و خطير و رفيع بوده و تير ظاهرست كه بنابر حمل احبيّت بر احبيّت فى الاكل شخص احب فى الاكل همان كس خواهد بود كه معاشرت و مخالطت يا قرب نسب و موالفت طبعيّه با او بيشتر باشد و ظاهرست كه انصار را اين مرتبه حاصل نبوده پس چگونه انس رجاى بودن كسى از انصار مصداق اين مرتبه مىنمود كه احبّ فى الاكل هر كس و لو كان من الاجانب نمىتواند شد بلكه احبّ فى الاكل حسب افاده مخاطب فرزند يا كسى كه در حكم او باشد خواهد بود نه كائنا من كان وجه بست و يكم