السيد حامد النقوي

26

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

قبولا لقوله مع فسقه و انما هو مؤاخذة بموجب اقراره كما يؤخذ بالاعتراف بالزنا او القتلى و لذا جعل اقراره امارة لانّا لا نقطع على حديثه بالوضع لاحتمال كذبه فى اقراره بفسقه نعم إذا انضم الى اقراره قرائن تقتضى صدقه فيه قطعنايه سيّما بعد التوبة وا عجباه كه شاهصاحب چنان در مقابله اهل حقّ سراسيمه و حيران گشته‌اند كه هرگز بر دأب مناظره و افادات ائمه خود بلكه امثال شائعه هم نظر نمىكنند و از امور ظاهره بر هر كس و ناكس غفلت مىورزند چهارم آنكه اين حديث را صرف انس روايت نكرده است بلكه ديگر صحابه هم روايت كرده‌اند مثل ابن عباس و ابو سعيد خدرى و سفينه مولاى جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و سلم و ابو الطفيل عامر بن واثله و سعد بن أبى وقاص و عمرو بن العاص و ابو مرازم يعلى بن مرّة و جناب امير عليه السّلام خود در حديث مناشده بر اصحاب شورى به اين حديث احتجاج فرموده پس اگر بفرض غير واقع احتجاج بروايت انس به هيچ وجه جائز نباشد حديث طير مروى از انس بسبب تايد آن بروايت ديگر صحابه خصوصا تايّد آن باحتجاج جناب امير المؤمنين عليه السلام كه مفيد قطع و يقين و ثبوت آنست بالجزم و الحتم قابل احتجاج و استدلال و قاطع لسان قيل و قال ارباب تسويل و ازلال خواهد بود تمسك شاهصاحب - در قدم حديث - به اختلاف بين سيد حميرى و أبو على طبرسى ( صاحب احتجاج ) در آورنده طير مشوى بحضور پيامبر ورد او به چهار وجه و ازين هم عجيب‌تر بايد شنيد كه مخاطب وجهى ديگر براى ابطال اين حديث شريف در حاشيه ذكر فرموده حيث قال قال السّيّد الحميرى و فى طائر جاءت به أمّ ايمن * بيان لمن بالحقّ يرضى و يقنع و قال الصّاحب بن عباد علىّ له فى الطّير ما طار ذكره و قامت به اعداءه و هى تشهد هذه الرّواية تكذّبها رواية أبى على الطّبرسى فى كتاب الاحتجاج عن الامام أبى عبد اللَّه عليه السّلام انّ الطّير جاء به جبرئيل الى النّبى صلى اللَّه عليه و سلم حين كان جائعا و دعا اللَّه ان يشبعه انتهى و اين كلام مخدوشست به چند وجه اول آنكه چون علماى اهل سنت بصحّت يا حسن اين حديث نص كرده باشند و قابل احتجاج دانسته باز جواب اين اعتراض را از اوشان بايد پرسيد كه در طرق اهل سنت هم اختلاف در كيفيت مجىء طائر واقع‌ست پس بعض روايات مصرح باينست كه أم سليم آن را فرستاده بود و بعض آن دلالت دارد بر آنكه أم سلمه رضى اللَّه عنها به خدمت آن جناب ارسال فرموده بود و از بعض ثابت مىشود كه أم ايمن آن را آورده بود و از بعض ديگر واضحست كه از جنت آمده بود الى غير ذلك بلكه خود مخاطب كما سبق در مقام ايراد الفاظ حديث طير باضافه جمله او اهدى إليه بعد جمله كان عند النبى صلى اللَّه عليه و سلم طائر قد طبخ له بكمال وضوح اختلاف روايات را در باب مجىء طائر تسليم فرموده و هر گاه ناقلين و مثبتين و مصححين اين حديث كه از اهل سنت‌اند اين قسم اختلاف را قادح صحت ندانسته باشند شيعه هم نمىدانند دوم آنكه اين اعتراض دالست بر عدم مناسبت مخاطب بفنون حديثيه كه بمحض اختلاف حكم به وضع حديث نموده حال آنكه در احاديث هزار جا اين چنين اختلاف واقع مىشود و آن را موجب بطلان حديث نمىگويند بلكه حتى الامكان جمع در ان بحمل واقعه بر تعدّد و امثال آن مىسازند كما عرفت سابقا من تصريحات اساطين القوم در اين جا هم حمل اين اختلاف بر تعدّد واقعه ممكنست كه يك مرتبه حضرت جبرئيل