السيد حامد النقوي
504
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
ما يرتفع عن الوصف و يفوق * و مخفى نماند كه كتاب ازالة الخفا از كتب معتمده جليلة الاخطار و اسفار مستنده عظيمة الاقدارست خود مخاطب راه كمال مدح و ثنا و وصف و اطراى آن پيموده در اظهار عظمت و جلالتش گوى سبق در ميدان فصاحت و بلاغت ربوده از غايت مبالغه مصنّف آن شاه ولى اللَّه را آيتى از آيات الهى و معجزه از معجزات نبوى وانموده بكدامى مصلحت سانحه از اظهار علاقت ابوّت آن آيه الهى براى حضرت او طىّ كشح فرموده چنانچه در عقيده ششم از باب هفتم همين كتاب تحفه گفته و دلائل كتاب و اقوال عترت برين عقيده نزد ايشان موجودست چنانچه در كتاب ازالة الخفا عن خلافة الخلفاء هزاران دلائل را از كتاب و سنت و اجماع امّت يعنى اهل سنت و اقوال عترت بتقريبى و سوقى كه پيرايه گوش دانشمندان روزگار و سرمايه جمعيت خواطر متبحران اين اسرارست درج يافته و مصنّف اين كتاب مستطاب را كه در شهر دهلى كهنه سكونت داشت آيتى از آيات الهى و معجزه از معجزات نبوى توان گفت راقم اين رساله نيز بارها به زيارت او مشرف شده و از گلهاى تقريرات رنگينش كنار و دامن پر كرده جزاه اللَّه خيرا انتهى بغايت غريبست كه شاه صاحب با اين افاده خود در اطراى مصنّف و مصنّف قدم در وادى عقوق والد ماجد خويش نهاده زبان بابطال حديث طير كه حضرت او در ازالة الخفا روايت كرده گشاده داد ؟ ؟ ؟ كمال انصاف و حيا و نهايت ولا و صفا داده و در جنب انكار فضل امير المؤمنين عليه السّلام از مخالفت و معاندت كسى كه بحسب اعترافش آيتى از آيات الهى و معجزه از معجزات نبويست نترسيده و ردّ اهل حق را سهلتر از اظهار غايت رشد و صلاح و اقصاى فوز و فلاح خود فهميده و نيز مخاطب در عقيده ششم بعد ذكر بعض آيات گفته و هر كه را تفصيل اين استدلالات و تكميل اين بحث و احاطه جوانب آن و استدلالات ديگر كه بآيات بسيار درين مطلب واقعاند منظور باشد در كتاب ازالة الخفا عن خلافة الخلفاء بايد ديد كه درين باب كلام را بنهايت رسانيده و محذّرات معانى كتاب اللَّه را خلعت ظهور پوشانيده للّه در مصنّفها انتهى پس كمال عجبست كه مخاطب با صفا با وصف تكرير اطراى ازالة الخفا متصدى رد و ابطال و دفع و اخمال حديث طير كه در آن كتاب مثبتست مىشود و ابدا در باب اين حديث شريف راه اتباع و اقتفاى افاده والد ماجد خود نمىرود و با آنكه ديگران را حكم مراجعت بكتاب او مىدهد رو بحديث مثبت آن كتاب نمىآرد بلكه شقاقا و عنادا همت بر قدح و جرح آن مىگمارد و ظاهرا اين همه مدح و ثنائى كه جناب مخاطب در باره ازالة الخفا به كار برده رجما بالغيب بمحض حسن عقيدت به خدمت شريف والد خود آغاز نهاده و از مطالعهء آن مشرف نشده ورنه با وصف اشتمال آن بر چنين احاديث كه آن را موضوع و مفترى مىداند و اطلاع برين معنى چه قسم مدح آن مىكرده و اگر طوعا و كرها مدح هم مىكرد از ردّ و ابطال اين قسم احاديث خود را باز مىداشت وجه نود و هفتم آنكه شاه ولى اللَّه در قرة العينين حديث طير را بالقطع و اليقين بجناب سيد المرسلين عليه و آله آلاف سلام الملك الحق المبين نسبت نموده آن را از مآثر و فضائل و مفاخر جناب امير المؤمنين عليه السّلام معدود فرموده چنانچه گفته و قدّم لرسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم فرخ مشوى فقال اللّهم ايتنى باحبّ خلقك إليك ياكل معى من هذا الطير فجاء على فاكلا منه و نيز در قرّة العينين جاى كه عبارت محقق عليه الرّحمه از تجريد مشتمل بر دلائل