السيد حامد النقوي

260

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و شخصى متصل او نشسته نسخهء حديث مىخواند و در ان نسخه در اسماى بعض رواة نسير واقع شده بود نبودن و سين مصغرا ان خواننده بشير خوانده بباى موحده و شين معجمه دار قطنى در نماز گفت سبحان اللَّه خواننده متنبه بشير خواند مكبرا باز دار قطنى سبحان اللَّه گفت خواننده يسير خواند بضم ياى تحتيه چون دار قطنى ديد كه پى بلفظ صحيح نمىبرد بآواز بلند خواند ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ و نيز روزى در نوافل بود كه خواننده حديث عمرو بن شعيب را عمرو بن سعيد خواند دار قطنى سبحان اللَّه گفت خواننده حديث اعاده سند نموده درين لفظ متوقف شد دار قطنى اين آيت تلاوت نمود يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ وفات او روز پنجشنبه هشتم ذى قعده سال هشتاد و پنج بعد از سه صدست ابو نصر بن ماكولا گفته است كه من در خواب ديدم كه گويا از فرشتگان حال دار قطنى مىپرسم كه در آخرت چون شد مرا گفتند در جنت امام مىگويند انتهى و مولوى صديق حسن خان معاصر در اتحاف النبلاء گفته ابو الحسن على بن عمر بن احمد بن مهدى البغدادى الدار قطنى الحافظ المشهور عالم حافظ فقيه بر مذهب شافعى بود در سنه ستين و ثلاثمائة متولد شده فقه از أبى سعيد اصطخرى فقيه شافعى و قرأت عرضا و سماعا از محمد بن حسن النقاش و از أبى سعيد القزاز و محمد بن الحسين الطبرى و طبقه ايشان گرفت و سماعت از أبى بكر بن مجاهد نمود در حالى كه صغير بود در بغداد و كوفه و بصره و شام و واسط و مصر و ديگر بلدان اسلام گرديده و سماع حديث از ابو القاسم بغوى و ابن صاعد و حسين محاملى و ديگر علماى بسيار نموده در عصر خود بامامت در علم حديث منفرد بلا منازع بود در آخر عمر براى اقرا در بغداد صدر شده عارف بود باختلاف فقها و بسيارى از دواوين عرب از بر ياد داشت منها ديوان السّيد الحميرى و به اين جهت منسوب بسوى تشيع گشت حافظ ابو نعيم اصفهانى صاحب حلية الأولياء و حاكم و عبد الغنى مصرى و حافظ منذرى و تمام رازى و جماعت كثيره از وى روايت دارند و در فن حديث و معرفت علل و اسماء الرجال بىنظير و يگانهء عصر خود بود چنان كه خطيب و حاكم و ديگر ائمه اين صفت به تفوق او درين علوم گواهى داده‌اند و مذاهب فقها و علم ادب را نيك ورزيده بود قاضى ابن معروف شهادت او در سنه ست و سبعين و ثلاث مائه قبول كرد و نادم شد و گفت قول من بر آن حضرت صلى اللَّه عليه و سلم بانفراد مقبول مىشد حالا قول من بر نقل من بدون ديگرى پذيرا نمىشود و كتاب السنن و المختلف و الموتلف و غير هما تصنيف اوست از بغداد بمصر آمد به اين جهت كه او را اين خبر رسيد كه ابو الفضل جعفر بن الفضل معروف بابن ؟ ؟ ؟ وزير كافور اخشيدى عزم تاليف مسند دارد خواست كه درين باب مساعدت او كند مدتى نزد او ماند و وى در اكرام او مبالغه نمود و در انفاق و اعطا وسعت فرمود و مال جزيل بدست او آمد تا فراغ از مسند نزدش مقيم ماند و تخريج مسند باتفاق حافظ عبد الغنى مىنمود تا آنكه تمام شد حافظ عبد الغنى گفته احسن الناس كلاما على حديث رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم