السيد حامد النقوي

261

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

ثلثة على بن المدينى فى وقته و موسى بن هارون فى وقته و الدار قطنى فى وقته وى امام بود در علوم قران و متقن در علوم كثيره در بستان المحدثين نوشته دار قطنى در نوجوانى بمجلس اسماعيل صفار مىنشست روزى صفار املا مىكرد و وى مىنوشت صفار گفت سماع تو صحيح نيست زيرا كه در نوشتن مشغولى و فهم حديث خوب نمىكنى دار قطنى گفت حضرت را يا دست كه چند حديث املا فرموده‌اند گفت نه دار قطنى گفت تا حال هيجده حديث نويسانيده‌اند حديث اول عن فلان و هو عن فلان تا آخر سند و متنه كذا و كذا و حديث ثانى و متن او كذا و كذا تا تمام آن همه احاديث مع الطرق و الاسانيد از ياد خود برخواند تمام اهل مجلس از قوت حافظه‌اش در حيرت ماندند از وى پرسيدند كه مانند خود ديگرى را ديدهء هيچ جواب نگفت و اين آيه بخواند فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ ابن خلكان گفته چون زياده‌تر الحاح كردند گفت در فن واحد مىپرسيد پس افضل از خود ديده‌ام و اگر از كسى مىپرسيد كه در وى هر آنچه در من مجتمع شده است فراهم شده باشد پس نديده‌ام در بستان گفته از لطائف و ظرائف او اينست كه روزى ابو الحسن بيضاوى مردى را كه از دور براى طلب حديث آمده بود بحضور او آوردند و گفت اين مرد غريبست از دور آمده بايد كه چند حديث بر وى املا فرمايى دار قطنى تعلل نمود و گفت مرا فرصت و فراغت نيست چون ابو الحسن پر بجد شد دار قطنى زياده بربست سند بر وى املا كرد و متن جمله همين بود نعم الشيء الهدية امام الحاجة آن مرد غريب روز ديگر هديه مناسب آورد او را نزد خود بنشانيد و هفده حديث بر وى املا كرد كه متن همه اين بود إذا اتاكم كريم قوم فاكرموه همچنين روزى نوافل مىخواند شخصى متصل او نشسته حديث مىخواند و در ان نسخه در اسماى بعض روات نسير واقع شده بود بنون و سين بصيغهء تصغير خواننده بشير خواند بباى موحده و شين معجمه دار قطنى در نماز سبحان اللَّه گفت خواننده متنبه شده باز بشير خواند دار قطنى باز سبحان اللَّه گفت خواننده يسير خواند بضم ياى تحتيه چون دار قطنى ديد كه پى بلفظ صحيح نمىبرد بآواز بلند خواند ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ نيز روزى در نوافل بود خواننده حديث عمرو بن شعيب را عمرو بن سعيد خواند دار قطنى سبحان اللَّه گفت خوانندهء اعادهء سند نموده درين لفظ متوقف شد دار قطنى اين آيت تلاوت نمود يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ انتهى ولادت حافظ در سنه‌ست و ثلاثمائة بوده و وفات روز چهارشنبه هشتم يا دوم ذى قعده يا ذى حجه سنه خمس و ثمانين و ثلاث مائه در بغداد اتفاق افتاد ابو حامد اسفراينى فقيه مشهور به روى نماز گذارد و قريب معروف كرخى در مقبره باب حرب مدفون گرديد حافظ ابن ماكولا گفته من او را در خواب ديدم و گويا از ملائكه حال او مىپرسم كه در آخرت چون شد گفتند در جنت او را امام مىگويند دار قطنى بفتح دال و راى مفتوحه و قاف مضمومه نسبتست بسوى دار القطن كه محلهء كلان در بغداد بود و نيز مولوى صديق حسن خان معاصر