السيد حامد النقوي
163
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
ضبط و شرح اين هر سه كتاب مشارق الانوار قاضى عياض كافى و شافيست و نسبت درين هر سه كتب آنست كه موطّأ گويا اصل وام صحيحينست و در كمال شهرت رسيده هزار كس از علماى عصر امام مالك موطّأ را روايت كردهاند مثل شافعى و امام محمد و يحيى بن يحيى مصمودى و يحيى بن يحيى تميمى و يحيى بن بكير و ابو مصعب و قعنبى عدالت و ضبط رجال اين كتاب مجمع عليهست در مدينه و مكه و عراق و شام و يمن و مصر و مغرب مشهور شده و بناى فقهاى امصار بر آنست و در زمان امام مالك و بعد از زمان ايشان نيز علما در تخريج بر موطّأ و ذكر متابعات و شواهد احاديث آن سعى بليغ نمودند و در شرح غريب و ضبط مشكلات و بيان فقه و سائر وجوه بيان آن قدر اهتمام نمودهاند كه زياده بر ان متصور نيست و صحيح بخارى و صحيح مسلم هر چند در بسط و كثرت احاديث ده چند موطّأ باشند ليكن طريق روايت احاديث و تمييز رجال و راه اعتبار و استنباط از موطا آموختهاند و معهذا اين هر دو كتاب نيز مخدوم طوائف انام و جميع علماى اسلاماند فرقه مستخرجات براى اينها نوشتهاند مثل اسماعيلى و ابو عوانه و طائفه متصدى شرح غريب و ضبط مشكل و بيان فقه و احوال رواة آنها شدهاند و در شهرت و تلقى بالقبول بدرجهء عليا رسيدهاند صاحب جامع الاصول از فربرى نقل كرده است كه صحيح بخارى از بخارى بلا واسطه نود هزار كس سماع دارند خلص كلام آنكه احاديث اين هر سه كتاب اصح الاحاديثاند اگر چه بعضى احاديث اين هر سه كتاب صحيحتر از بعض باشند و اگر به نظر تفحص ديده شود احاديث مرفوعه موطّأ غالبا در صحيح بخارى موجوداند پس صحيح بخارى مشتملست بر موطّأ باعتبار احاديث مرفوعه آرى آثار صحابه و تابعين در موطّأ زياده است پس اين هر سه كتاب را در طبقهء اولى بايد داشت و طبقهء ثانيه احاديثى كه درين هر سه صفت بدرجه احاديث صحيحين نرسيدهاند لكن قريب بصحيحيناند درين صفات و آن احاديث جامع ترمذى و سنن ابو داود و سنن نساييست كه مصنفان اين كتب مشهور و معروفاند بوثوق و عدالت و حفظ و ضبط و تبحّر در فنون حديث و درين كتابها بتساهل و تسامح راضى نشدهاند و حال حديث و علت آن را به قدر امكان بيان نمودهاند و لهذا فيما بين علماى اسلام شهرت يافتهاند پس اين شش كتاب را صحاح ستّه نامند انتهى پس كمال عجب و حيرتست كه خود مخاطب ناقد افادهء والد ماجد خود متضمن كمال مدح و ستايش و اطراد و نيايش صحيح ترمذى حاوى محامد براى تنبيه و تبصير و ايقاظ و تذكير معتقدين و مسترشدين خدام با توقير خود نقل مىكند و ايمان و ايقان و تصديق و اذعان خود به آن ظاهر مىسازد و در مقابلهء اهل حق از نكث و غدر و نقض عهد و مكر و شق عصى و خفر و ترك حيا و خفر و ايثار مجون و هذر و ايقاع معتقدين در زلل و غرر و اقحام مقلدين در افحش خطر و ايلاج منتجعين در اوحش ضرر نمىهراسد و بر ملا مضيق طريق رد و ابطال و تكذيب حديث ولايت و حديث طير كه هر دو على رغم انفه در صحيح ترمذى مذكوراند مىسپارد و خوف و هول از وضوح ظهور كذب و تزوير و تبيين و تحقق تهافت و تناقض موجب تشوير در دل جسارت منزل مىآرد و به خيال نه مىگذراند كه ازين افاده سراپا اجاده ظاهرست قرب صحيح ترمذى بصحيحين