السيد حامد النقوي
589
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
وجود او پاك سازد . و اگر غرض او آنست كه اينها همه قرباتند ، كه رضاى الهى و ثواب اخروى و فضيلت و افضليت بر آن دائر باشد ، و عقوبت اخروى و سخط الهى بر اضداد آن متفرع است ، ليكن اشياى نامبرده احق و اولى و اقرب است در معنى قربت . پس لازم است كه از وى اولا تصور حقائق اين اشياء باز دليل اصل ثبوت اين اشياء از جهت شرع ، باز دليل افضليت او بر اعمال ديگر طلب كنيم ، فنا و بقا بمعنى تبدل اوصاف رذيله باوصاف حميده داخل است در شريعت ، و تحقيق آنها در شريعت و تحقق آنها در شيخين بيان كرديم ، ليكن بمعنى غلبهء كون الحق على كون الخلق با رؤيت اضمحلال در كثرت ، و سقوط احكام كثرت در نظر عارف باز عود آنها در نظر او در شريعت كجا اثبات كردهاند ؟ و همچنين توحيد بمعنى ترك عبادت غير و استعانت به غير از اصل شريعت است ، و توحيد بمعنى تفرد خداى تعالى بخلق خير و شر از جواهر و اعراض و افعال عباد و غير آن مسئلهء كلاميه است ، و ليكن توحيد بمعنى كه در كتب وحدت وجود ذكر كردهاند ، در شريعت كجا است ؟ و همچنين معرفت تنزلات از وحدت ، واحديت ، و اعيان ثابته ، و مرتبهء ارواح و مثال ، و غير آن ، در شريعت كجا از آن خبر دادهاند ، و كجا بمعرفت آن امر فرمودهاند ؟ و تصفيهء باطن بمعنى شغل بأذكار و مراقبات امر حق است ، و وجود خوارق نيز واقع است و داخل در اصل شريعت ليكن امور زائدهء بر آن كه در كتب اين قوم مذكور است ، در شريعت كجا است ؟ و چون اصل حقائق اين اشياء در شريعت معلوم نباشد ، طلب آنها و دوران افضليت بعرف اهل شرع بر آن محال بود .