السيد حامد النقوي
547
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
و محبت است ، تهاون و تساهل كرده باشند ، كدام مقام استغراب و استعجاب است ؟ قوله : [ و هيچ مضمون در قرآن نيامده ، الا همان مضمون را در چند آيت تأكيد فرمودهاند ، باز از زبان پيغمبر تأكيد و تقرير آن كنانيدهاند تا الزام حجت و اتمام نعمت كرده باشند ] [ 1 ] . أقول : اولا اين كليه كه هيچ مضمون در قرآن نيامده و الا همان مضمون را در چند آيت تأكيد فرمودهاند ، ممنوع است ، و المنع ظاهر على من قرأ القرآن . و ثانيا عجب است كه مخاطب در اين مقام باهتمام عظيم و تأكيد سديد حسن تأكيد و تكرير ثابت مىفرمايند ، و تأكيد مؤكدات قرآنى را به زبان جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله باعث الزام حجت و اتمام نعمت مىدانند ، حال آنكه در باب مطاعن سراسر خلاف اين افاده مىفرمايند ، و غفلت كلى از اين تحقيق مىنمايند ، كه باهتمام تمام بىفائده بودن وصيت جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله كه در مرض موت مىخواست آن را تحرير فرمايند ثابت كرده ، و تأكيد آن جناب را بىفائده و محض زحمت لا طائل انگاشته چنانچه بجواب طعن اول از مطاعن عمر گفته : [ وجه اول از طعن مبنى بر آن است كه عمر رد وحى كرد ، و جميع أقوال پيغمبر وحي است لقوله تعالى : وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى [ 2 ] و در هر دو مقدمه خلل بين است . اما أول : پس از آن جهت كه عمر رد قول آن حضرت صلى اللَّه عليه
--> [ 1 ] تحفهء اثنا عشريه : 332 . [ 2 ] النجم : 3 .