السيد حامد النقوي
548
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
و سلم ننموده ، بلكه ترفيه و آرام و راحت دادن پيغمبر صلى اللَّه عليه و سلم و رنج نكشيدن آن جناب در حالت شدت بيمارى منظور داشت ، و اين معامله را بالعكس رد حكم پيغمبر فهميدن كمال تعصب است . هر كسى بيمار عزيز خود را از محنت كشيدن و رنج بردن حمايت مىكند ، و اگر احيانا آن بيمار در حالت شدت درد و مرض بنابر مصلحت حاضرين و فائدهء آنها مىخواهد كه خود مشقتى نمايد ، آن را بتعلل و مدافعت مانع مىآيند ، و استغناء از آن مشقت و عدم احتياج به آن و ضرور نبودن آن بيان مىكنند ، و اين معامله نسبت به بزرگان و عزيزان زيادهتر مروج و معمول است . پس چون عمر ديد كه آن حضرت ، براى فائدهء اصحاب و امت مىخواهند كه در اين وقت تنگ كه شدت مرض به اين مرتبه است خود املاء كتاب فرمايند يا بدست خود نويسند ، و اين حركت قولى و فعلى در اين حالت موجب كمال حرج و مشقت خواهد بود ، تجويز اين معنى گوارا نكرد و به آن حضرت خطاب ننموده از راه كمال أدب ، بلكه بمردم ديگر از آيهء كريمه ثابت كرد كه استغناء از اين حرج دادن حاصل است ، تا به گوش آن حضرت برسد ، و آن حضرت صلى اللَّه عليه و سلم بداند كه اين مشقت بر خود كشيدن در اين حالت چندان ضرور نيست ، و في الواقع در اين مقدمه نزد عقلاء صد آفرين و هزار تحسين بر دقت نظر عمر است ، زيرا كه قبل از اين واقعه به سه ماه آيهء كريمهء : الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً [ 1 ] نازل شده بود ، و أبواب نسخ و تبديل و زيادت و نقصان را در دين مطلقا مسدود ساخته ،
--> [ 1 ] المائدة : 3 .