السيد حامد النقوي

546

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

اين زمان آخر نداشتند ، و در آن قصور و اهمال و اغفال و تساهل و تغافل داشتند ، و بالتزام آن نمىپرداختند ، العياذ باللّه من ذلك . پس كاش شاهصاحب در اين اعضال فخيم ، كه بنابر افادهء خودشان لازم آمده ، به نظر بصيرت تأمل مىكردند ، و از مقابلهء اهل حقّ دست كشيده بفكر كار خود مشغول مىشدند . قوله : [ خصوصا هر گاه وهنى و سستى از مكلفين در عمل بموجب قرآن دريابند ، قوله تعالى : وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ [ 1 ] ] [ 2 ] . أقول : از اين كلام مستفاد مىشود كه جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله وهن و سستى از صحابه در عمل به حكم وجوب و محبت و مودت جناب أمير المؤمنين عليه السّلام دريافته بود ، و الا ذكر اين كلام در اين مقام عبث خواهد شد ، و هر گاه وهن و سستى صحابه در التزام مودت و محبت جناب أمير المؤمنين عليه السّلام از كلام مخاطب قمقام ثابت گرديد ، تقريرات سخيفهء او كه در صدر اين باب در تبرئهء أصحاب از مخالفت جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم در باب صرف خلافت از مستحق آن وارد كرده . و همچنين تزويقات ركيكهء او كه در باب مطاعن در رفع شأن صحابه از ارتكاب فضائح و قبائح به كار برده ، سراسر باطل و مضمحل گرديد ، كه هر گاه اين حضرات در محبت و مودت جناب أمير المؤمنين عليه السّلام وهن و سستى مىكردند ، اگر در امتثال اوامر جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله در خلافت و امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام كه بلا شبهه گران‌تر از مجرد مودت

--> [ 1 ] الذاريات : 55 [ 2 ] تحفه اثنا عشريه : 332