السيد حامد النقوي
533
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
مناسبت بالبداهة است ، و هيچ عاقلى نفى مناسبت نتوان كرد ، زيرا كه اولا اثبات اولويت خود به تصرف در مؤمنين نمودن ، و بعد از آن بيان فرمودن كه هر كسى كه من مولاى او ، يعنى اولى به تصرف در او هستم ، على مولاى او ، يعنى اولى به تصرف در او هست ، در كمال مناسبت و ارتباط و غايت اتساق و انتظام است ، و اين كلام بلا تشبيه مثل آنست كه سلطان نافذ الامر أولا بخطاب رعايا اثبات متصرف بودن خود در امورشان بيان نمايد ، و بعد از آن بگويد كه كسى كه من متصرف در امور او بودم ، اين پسر من متصرف در امور او است . پس نفى ارتباط و مناسبت در اين كلام نمودن كمال وقاحت و مصادمت بداهت است ، و اگر مناسبت در اين كلام نيست ، پس در هيچ كلام مناسبت نيست . فاضل مخاطب بلا رويه و فكر ، و بلا تدبر و تأمل الفاظ مبالغه و اغراق در ابطال مقالات اهل حقّ بر زبان مىآرد ، و با تحقق معانى آن اصلا كارى ندارد ، و نمىداند كه گو عوام كالانعام به اين ارعاد و ابراق و مبالغه و اهتمام نهايت خوش دل مىشوند ، و مىپندارند كه دعاوى اهل حقّ خيلى باطل و بىربط است ، و بيك لفظ بديع شاهصاحب بى اصل مىگردد ، ليكن در حقيقت بعد اندك امعان اين همه مجازفت و عدوان نزد علماى اعيان مورث غايت خسران و هوان مىگردد . دوم : آنكه مولوى حسام الدين سهارنبورى در « مرافض الروافض » كه شاهصاحب در مطاعن ابو بكر بعض خرافات او را هم انتحال كردهاند بجواب حديث غدير گفته : [ و نيز چنانچه صدر حديث قرينهاى است كه تقاضاى ارادهء معنى اولى