السيد حامد النقوي

534

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

مىكند ، همچنين آخر آن قرينه‌اى است كه اقتضاى معنى ناصر و محبوب مىنمايد ، پس هر دو قرينه با هم متعارض شدند ، و إذا تعارضا تساقطا ، پس مشترك گويا بىقرينه ماند ، و تعيين احد المعانى مشترك ، خصوصا معنى كه محل نزاع بود بدون قرينهء تحكم است ، نيز عند التعارض اقوى از متعارضين معتبر است ، در اينجا قرينهء ناصر و محبوب اقوى است ] - الخ . از اين عبارت بصراحت تمام اعتراف به اينكه صدر حديث أعنى « أ لست أولى بالمؤمنين من أنفسهم » قرينه‌اى است كه تقاضاى ارادهء معنى أولى مىكند واضحست ، پس نفى مناسبت غايت مجازفت است ، شاهصاحب را كثرت تعصب و تصلب چندان از تأمل و تدبر دور تر افكنده كه جابجا بر افادات علماى خويش ، كه قلادهء تقليد ايشان در گردن انداخته ، و همت بانتحال خرافاتشان گماشته‌اند ، هم نظرى نمىاندازند ، و پا را فراتر از ايشان گذاشته ، بانكار امورى كه ايشان به آن معترفند نيز مىپردازند . اما جواب شبه تعارض و تساقط و ادعاى اقوى بودن قرينهء ناصر و محبوب پس بطلان آن از بيان سابق بنهايت ظهور واضح گرديده . سوم : آنكه سابقا دانستى كه علامه يوسف بن قزاغلى سبط ابن الجوزى كه از اكابر ائمهء محققين و اساطين دين سنيه است ، و خود مخاطب هم بافادهء او احتجاج مىكند ، استدلال بفقرهء « أ لست أولى بالمؤمنين من أنفسهم » بر حمل « مولى » بر معنى أولى بالتصرف نموده است [ 1 ] . چهارم : آنكه سابقا دانستى كه علامه شهاب الدين احمد در « توضيح الدلائل » تأييد ارادهء معنى سيد از « مولى » كه از بعض اهل علم نقل كرده بفقرهء « أ لستم تعلمون انى أولى بالمؤمنين ؟ » نموده كه بتصريح

--> [ 1 ] تذكرة خواص الامة : 19 .