السيد حامد النقوي
471
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
نقل كردهاند ، خرافت محض و عدوان صريح و مجازفت قبيح ، و جسارت شنيع و تهجم فضيع است كه جز نواصب كسى بر آن اقدام نمىتواند كرد . شانزدهم : آنكه آنچه در اين روايت مذكور است : « قسم خدا است اگر اراده مىكرد پيغمبر خدا خلافت را واضح مىگفت » الخ مخدوش است به اينكه نزد عاقل بصير و ناقد خبير كلام جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله بدلائل عديده كه بيان ساختيم ، بوضوح تمام دلالت دارد بر خلافت جناب أمير المؤمنين عليه السّلام و به حدى دلالت آن بر امامت و خلافت واضح و ظاهر است كه حسان بن ثابت در تبين حديث غدير « رضيتك من بعدي اماما و هاديا » از زبان سرور انس و جان صلى اللَّه عليه و آله ما اختلف الملوان گفته . و آن حضرت تقرير آن فرموده ، و كسى از صحابه انكارى بر آن نكرده ، پس ايضاح و افصاح بأبلغ وجوه و آكد طرق ثابت و متحقق گرديد ، و شبهات و وساوس مستنكره ، و توهمات و هواجس مستبشعه زائل و باطل گرديد و للّه الحمد على ذلك ! بالجمله هر گاه كلام ، و لو به لحاظ القرائن و العلائم ، مفيد معناى مطلوب باشد ، اكمال حجت و اكمال نعمت متحقق مىشود ، و نص ثابت مىگردد ، و اگر متعصبى احتمالات بعيده در آن برآرد ، مانع افاده نمىگردد ، چه پر ظاهر است كه اگر چنين احتمالات بعيده كه حضرات سنيه در معناى حديث غدير ذكر مىكنند برآورده شود ، مثل : قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و « محمد رسول اللَّه » و امثال آن نيز نص در مطلوب نباشد . غزالى در كتاب « منخول » گفته : [ و لو شرط في النص انحسام الاحتمالات البعيدة ، كما قال بعض أصحابنا