السيد حامد النقوي

463

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

« تنزيه الشريعة » در دفع غائلهء اين احاديث كافى است ] - انتهى . پس بملاحظهء اين عبارت ظاهر شد كه اين روايتى كه شاهصاحب ارادهء استدلال به آن بر اهل حقّ كرده‌اند ، نزد خودشان و والد ماجدشان از آن قسم است كه نام و نشان آن در قرون سابقه معلوم نبود ، و بعض متأخرين آن را روايت كرده ، پس حال از آن دو شق خالى نيست ، كه يا سلف براى آن اصلى نيافتند تا مشغول روايت آن مىشدند ، يا در آن علتى و قدحى ديدند كه باعث شد همهء آنها را بر ترك روايت آن ، و على كل تقدير اين روايت قابل اعتماد نيست كه در اثبات عقيده يا عملى به آن تمسك كرده شود . پس عجب است كه چنين حديث را كه حسب افاده خودشان مقدوح و مجروح است ذكر كرده و تمسك به آن نموده ، و اعتبار و اعتماد بر آن ورزيده ، شعرى كه انشاد كرده ، أعنى : فان كنت لا تدرى فتلك مصيبة * و ان كنت تدرى فالمصيبة أعظم بلكه مصراع اخير را حتما و جزما بر خود صادق نمودند ، و در مصيبت عظمى و داهيهء كبرى گرفتار شده ، نفس شريف را در جملهء كسانى كه خرافات متأخرين راه ايشان را زده است داخل ساخته . سبحان اللَّه ! طرفه ماجرا است كه براى ديگر مردم اين نصائح و مواعظ بارده براى احتراز و اجتناب از كتب أبو نعيم و أمثال او مىخوانند ، و خود بر آن عمل نمىفرمايند ، و برواياتى كه حسب افاده‌شان مجروح و مقدوح و بىاصل است استدلال مىنمايند . دوازدهم : آنكه ابن الجوزى كه جلالت و امامت و فضل و تحقيق او مسلم اين حضرات است ( كما لا يخفى على ناظر « جامع مسانيد أبى