السيد حامد النقوي

431

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و الشاهد عليه قوله تعالى : يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ ] [ 1 ] . از اين عبارت هم ظاهر است كه اهل سنت گفته‌اند كه مراد از حديث « من كنت مولاه ، فعلي مولاه » آن است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مولاى هر كسى كه جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله مولاى او بود در وقت خلافت و امامت خود بوده . پس صاف ظاهر شد كه نزد اين حضرات « مولى » در اينجا بمعنى امام است ، و اگر « مولى » بمعنى محب و ناصر يا محبوب مىبود ، و غرض از آن ايجاب دوستى مىبود لا غير ، پس تقييد غير سديد به زمان خلافت و امامت آن حضرت وجهى نداشت ، و هر گاه باعتراف أهل سنت دلالت اين حديث بر امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام ثابت شد ، اين همه تقريرات سخيفه و اعتراضات ركيكهء مخاطب بر اراده « امام » از لفظ « مولى » هباء منبثا گرديد ، و غايت شناعت تشنيعات و فظاعت استهزاءات او بوضوح انجاميد . وا عجباه كه حضرت مخاطب اهل حقّ را بسبب ادعاى دلالت حديث غدير بر امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام مورد تشنيعات عظيمه ، و عياذا باللّه اثبات قصور گويايى و بلاغت ، و مخالفت منصب ارشاد و هدايت ، و مساهلت در تبليغ ، و عدم مطابقت لغت عرب بر افادهء ايشان لازم مىكند و نمىداند كه اين همه تشنيعات او بر حضرات أهل سنت كه بنابر افادات ملك العلماء دلالت حديث غدير بر امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام اثبات مىكنند ، متوجه مىشود . قوله : [ و در حقيقت كمال بلاغت هم در اين است و مقتضاى منصب

--> [ 1 ] البقرة : 3