السيد حامد النقوي

432

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

ارشاد و هدايت نيز همين ] [ 1 ] . أقول : بحيرتم كه حضرات أهل سنت لحاظ كمال بلاغت و مقتضاى منصب ارشاد و هدايت را در حديث اثنا عشر خليفه بكجا انداختند ، كه اصلا بنابر مزعومات باطلهء ايشان مراد آن متضح نمىگردد ، و شقى خالى از اعتراض و اشكال و ايراد براى آن پيدا نمىگردد كه بر محملى قرار نمىگيرد ، و بر هيچ توجيهى درست نمىنشيند ، گاهى آن را بأمثال يزيد و ديگر متغلبان عنيد مىگردانند ، و گاهى بمزيد تشتت بال آن را بتفرق اتصال راجع مىگردانند ، و گاهى گويند ( كما افاد المخاطب في حاشية الباب الاول ) كه معناى آن اين است كه در قريش دوازده كس به اين صفت موصوفند كه در ولايت و تصرف ايشان دين پيغمبر بكمال صفا و خلوص از شوائب تغيير و تبديل و مزج بدعات اهواء و عقائد زائغه محفوظ ماند ، گو ولايت و تصرف همهء اينها واقع نشود ، بلكه چهار كس از آنها به اين منصب سرفراز شوند . پس از اين حديث زياده بر اين مستفاد نمىشود كه در قريش كه در زمان آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و فرمودن اين حديث موجود باشند ، دوازده كس لائق خلافت راشدهء پيغمبر بودند - انتهى . و اين افاده از ترهات عجيبه است ، چه اولا تخصيص صلوح خلافت راشده به دوازده كس بر مذهب سنيه معقول نمىشود ، چه اگر افضليت شرط خلافت نباشد ، و مجرد عدالت و اجتهاد مزعوم سنيه كافى باشد ، بنا بر اين لائق خلافت بسيارى از اصحاب خواهند بود ، تخصيص به دوازده كس يعنى چه ؟ و اگر افضليت شرط است ، پس باز هم حسب

--> [ 1 ] تحفهء اثنا عشرية : 330 .