السيد حامد النقوي

423

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

ثابت كرده . و علماى سنيه هم امامت آن حضرت را از اين حديث ثابت مىسازند . پس ذكر دوستى و دشمنى را دليل صريح بر نفى ارادهء امامت گردانيدن دليل صريح بر تعصب قبيح و عناد فضيح است . قوله : [ و ظاهر است كه پيغمبر عليه الصلاة و السلام أدنى واجبات را ، بلكه سنن ، بلكه آداب قيام و قعود و اكل و شرب را بوجهى ارشاد فرموده كه آن معانى مقصود از الفاظ او در فهم هر كس از حاضر و غائب بعد از معرفت لغت عرب بىتكليف حاصل مىشود ] [ 1 ] أقول : مخاطب با جلالت بر ارادهء امامت از حديث غدير اين همه شورش و جفا برپا كرده ، علماى أخيار و صحابهء كبار را كه امامت و خلافت جناب امير المؤمنين عليه السّلام را از اين حديث شريف ثابت كرده‌اند ، زير مشق طعن و تشنيع بليغ گردانيده ، بلكه معاذ اللَّه اثبات مساهلت در تبليغ و مخالفت منصب هدايت و ارشاد در مقدمهء بس عمده بر ذمهء ايشان ثابت گردانيده ، و عجب‌تر آنكه از عجائب افادات أسلاف متبحرين و ائمهء معتمدين خود خبرى نگرفته ، كه ايشان دربارهء حديث اثنا عشر خليفه كه آن هم در باب خلافت وارد است ، بسبب مخالفت حق و اعراض از احاديث مفسره كه بطرق اهل حقّ ، بلكه در طرق خود ايشان وارد است ، چها سراييده‌اند ، و به چها تأويلات ركيكه و توجيهات سخيفه كه دست نينداخته‌اند ! و آخر الامر بعض أعاظمشان تن بعجز در داده ، رو به اعراض وطى كشح از تأويل آن نهاده ، زبان باعتراف و اقرار به عدم اقتدار بر حل آن گشاده ، و دور تر چرا بايد رفت ؟ اينك فاضل رشيد

--> [ 1 ] تحفه اثنا عشريه : 330