السيد حامد النقوي
114
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
و ابطال آن چه ارتباط و كدام مناسبت است ؟ و همانا ابن تيميه بسبب غليان مواد عصبيت و اعوجاج ، و كمال انهماك در عناد و لجاج ، بى خود و بىحواس گرديده ، تفوه بما جرى على لسانه من دون امعان فيه آغاز ساخته ، و هرگز خيال نكرده كه آن را با مطلوبش كدام مناسبت است ؟ وا عجباه كه بچنين مهملات و خرافات ائمهء سنيه بمقابلهء اهل حق مىنازند و آن را مقابل دلائل صحيحه و براهين واقعيه مىسازند . بالجمله در اين روايت همين قدر مذكور است كه حارث بعد شنيدن ارشاد باسداد جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم : « و الذى لا إله الا هو ، انه من اللَّه تعالى » بخطاب منتقم حقيقى گفت : اللَّهُمَّ إِنْ كانَ ما يقوله محمد حقا ، فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ ، أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ ! پس حارث عنيد بتقليد كفار ديگر كه كلمهء اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ ، فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ ، أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ گفته بودند مثل آن بر زبان آورده ، و اين معنى هرگز مستلزم آن نيست كه آيهء وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ در اين واقعه نازل شده باشد و اين امر نهايت ظاهر و واضح است كه أدانى ناس هم مىفهمند ، چه جا علماء محققين ، و لكن حب الشيء يعمى و يصم . و اگر بالفرض در اين روايت نزول آيهء : وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ الآية ، در اين واقعهء مذكور مىبود ، باز هم جز مجرد استبعاد واهى و استغراب بىمحل در دست ابن تيميه و اخوان او نمىماند ، و هرگز اين معنى دلالت بر كذب روايت نمىكرد ، چه جواز بلكه وقوع تكرر نزول آيات بتصريحات ائمهء سنيه ثابت است ، پس تقدم نزول اين آيه بر اين واقعه به هيچ وجه دلالت بر كذب روايت نكند ، كما دريت