السيد حامد النقوي
105
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
در سال هجرت در مكه بمرد و شعبى گرديد . وليد در وقت مرگ جزع كرد ، ابو جهل گفت : اين جزع از چيست ؟ ، گفت : و اللَّه نه از مرگ مىترسم ، و ليكن بيم از آن دارم كه دين أبى كبشه در مكه ظاهر شود ، ابو سفيان گفت : مترس ، عهده بر من كه دين او ظاهر نشود . و وجه اطلاق أبى كبشه بر حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله آنست كه آمنه مادر آن حضرت دختر وهب بن عبد مناف بود ، و مادر وهب ، عمره بنت وجر بن غالب ، و كنيت وجر : ابو كبشه . و او در بتپرستى مخالفت قريش كردى ، و كوكب شعراى عيوق ، كه مشهور است بشامى ، پرستيدى ، و چون حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلم هم در بت پرستى قريش ، مخالفت قريش فرمود ، او را ابو كبشه مىگفتند ، و غرض از كريمهء أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى [ 1 ] آنست كه مصطفى صلى اللَّه عليه و آله و سلم اگر چه موافق أبى كبشه است در نفى بتان ، اما مخالف او است در اعتقاد ربوبيت شعرى . و تبجيل : بزرگ : داشتن ، و أبطح : خانهء فراخ كه در او سنكريزه بود و مراد از أبطحين رودخانهء مكه و رودخانهء مدينه كه آن را وادى العقيق گويند . . . ] - الى أن قال : مىفرمايد : بيم مىكند مرا ببلاى عظيم وليد ، پس گفتم : من پسر أبى طالبم ، من پسر بزرگ داشتهام به دو رودخانه مكه و مدينه و بخانهء كعبه ، از پدران من است غالب ، مپندار مرا كه مىترسم از وليد ، و مپندار كه من از او ترسندهام ] [ 2 ] - انتهى .
--> [ 1 ] النجم : 49 . [ 2 ] فواتح للميبذى : 197 .