السيد حامد النقوي

16

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

لا يلحق به مع انه بمعنى تحول ] [ 1 ] . از اين عبارت ظاهر است كه « انتقل » با آنكه بمعنى تحول است ، ملحق بصار نمىشود ، يعنى چنانچه بر اسم و خبر مىآيد ، و رفع اسم و نصب خبر مىكند ، مثل صار همچنان « انتقل » به اين طور مستعمل نمىشود . نهم : آنكه چنانچه عدم لزوم قيام احد المترادفين مقام آخر ، از عدم جواز اقامت « دعا » مقام « صلى » در صلى اللَّه عليه ، كه بهارى به آن متمسك شده ، و عدم اقامت « عرف » مقام « علم » در نصب هر دو جزء جملهء اسميهء و عدم قيام « عن » مقام « من » در استعمال افعل التفضيل ، و عدم قيام « انتقل » مقام « تحول » و مثل آن ظاهر و باهر است ، همچنان عدم اين لزوم بتفحص ديگر اطلاقات و ملاحظهء فروق در الفاظ مترادفه كه أكابر محققين و أعاظم مهرهء حذاق ضبط آن كرده‌اند ، واضح و لائح است ، و لكن چون اطلاع بر اين فروق موقوف است بر مناسبت بعلم لسان ، و رازى و اتباع او را حظى از آن حاصل نيست اين فروق را هم نديدند ، و طريق خبط و خلط قبيح بر گزيدند ، و ما بطور انموذج ذكر بعض فروق اجمالا مىنمائيم . پس از آن جمله است فروق « حتى والى » كه هر دو دلالت بر غايت مىكنند لكن « حتى » بر مضمر داخل نمىشود ، بخلاف « الى » . و نيز « الى » در موضع خبر واقع مىشود ، مثل « و الامر إليك » بخلاف حتى . و نيز واجب است كه مجرور « حتى » آخر جزء ما قبل يا ملاقى آن باشد بخلاف « الى » .

--> [ 1 ] شرح الكافية للرضى ج 2 / 291 مبحث الافعال الناقصة .