السيد حامد النقوي
18
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
و جز ايشان ، و روايت نكردهاند آن را اهل حفظ و اتقان ، كه در طلب حديث ، طواف بلاد و سير امصار كردهاند ، مثل بخارى ، و مسلم ، و واقدى و جز ايشان از اكابر اهل حديث ، و اين اگر چه مخل نيست به صحت حديث ، ليكن دعواى تواتر در مثل اين از اعجب و عجايب است انتهى . در اين عبارت اولا نقلا عن ابن حجر صحت حديث بلا شبهه و كثرت طرق آن به تأكيد و تكرار ثابت كرده ، احراق قلوب منكرين و جاحدين بابلغ وجوه نموده ، لكن در آخر پى سپر مضمار پر خار جحود و انكار گرديده ، در ابطال تواتر آن دست و پا زده . سخنان دهلوى در قدح غدير مسخره است و بر متدبر منصف مخفى نيست ، كه هفواتى كه در نفى تواتر سراييده ضحكهاى بيش نيست ، زيرا كه تواتر اين حديث به كثرت روات آن كه از افاده خودش ظاهر است ، ثابت و متحقق ، حيث قال فيما حكى عن ابن حجر ، : و طرق وى كثير است ، روايت كردهاند آن را شانزده صحابى . پس هر گاه شانزده صحابى آن را روايت كرده باشند ، و اكثر طرق آن صحاح و حسان باشد ، در تواتر آن چه ريب است ؟ ، و نزد سينه به كمتر از اين عدد تواتر حاصل مىشود ، يعنى بروايت هشت كس هم تواتر را محقق مىدانند ، كما فى « الصواعق » پس بروايت شانزده كس چگونه تواتر متحقق نخواهد شد ؟ ! و نيز حسب نقل او بنابر روايت احمد سى صحابه گواهى به آن دادند