السيد حامد النقوي

59

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

پس استعجاب و استغراب رشيد عالى نصاب ، از نسبت ناصبيت بجاحظ دگر باره بكمال وضوح مندفع شد ، و تشبث او برساله جاحظ براى دفع ناصبيت از او ساقط گرديد ، چه ظاهر است كه جاحظ تقديم جناب امير المؤمنين عليه السلام در اين رساله كه فاضل رشيد تشبث به آن مىنمايد نموده است ، پس هر گاه بر خلاف اين رساله جسارت بر تأخير آن حضرت هم كرده باشد ، ارتباك جاحظ در تناقض و تهافت واضح گرديد ، و مساغى براى دفع ناصبيت او برسالهء مذكور نماند . و نيز ابن قتيبة افاده كرده كه جاحظ مىگويد : ( قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم ) و بعد نقل قول جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم ، اتباع آن بذكر اقوال اهل خلاعت و مجون مىنمايد ، و چنان اهل مجون و فحش را ذكر مىكند ، كه شأن جناب سرور انس و جان صلى اللَّه عليه و آله و سلم بالاتر از آن است كه آن حضرت را ذكر كنند در كتابى كه ذكر يكى از اين اهل مجون و فحش در آن كرده شود ، چه جا كه در يك ورق ، يا بعد يك سطر يا ده سطر از ذكر سرور انبياى اخيار ، ذكر اين فساق فجار و ماجنين اشرار كرده شود . و نيز از افادهء ابن قتيبه ظاهر است كه جاحظ مىسازد كتابى را ، كه ذكر مىكند در آن حجج نصارى بر مسلمين ، و هر گاه مىرسد بمقام رد بر نصارى به راه اقتصار و اختصار مىرود ، و گويا اراده نكرده مگر تنبيه نصارى بر آنچه نمىشناختند ، و نخواسته است مگر تشكيك ضعفاء اهل اسلام . و نيز از ارشاد ابن قتيبه ظاهر است ، كه جاحظ استهزاء مىكند بحديث استهزائى كه مخفى نيست بر اهل علم ، و از شواهد اين دعوى آنست كه ذكر كرد حديث وارد در باب حجر اسود ، كه حاصلش اين است كه