السيد حامد النقوي

75

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

بفقرهء « لو شخت لو بخت » : و عجب است از شريف مرتضى ، كه از اين كلام ذو الرّمة اين عقيده را فهميده ، حال آنكه غرض ذو الرمّة آنست كه اگر لفظ فعولين را خبر كان مىگردانيدم ، سوق كلام براى آن مىشد ، كه حق تعالى دو چشم معشوق را فتّان ، و جادوگر ، و عقل رباى عاشقان آفريد ، و اين معنى مقصود من نيست ، و در صورتى كه كان را تامّه آوردم ، و فعولان را صفت عينان ساختم ، سوق كلام بالاصالة براى اثبات فتانى و ساحرى ، و عقل ربائى دو چشم معشوق شد ، و اين معنى مقصود من است و رتبهء عالى دارد . و نيز ثابت شد كه هر دو چشم معشوق از آن جنس است كه حق تعالى آنها را بقدرت خاص خود و بامر تكوين خود آفريد ، موادّ را استعداد پذيرفتن اين صورت نبود ، و مصوره قدرت القاء اين نقش نداشت ، حالا بايد ديد كه شريف مرتضى ، در كدام وادى افتاده است ، از اينجا شعر فهمى عالم بالا معلوم مىشود انتهى [ 1 ] . فقير مىگويم : اين بلاغت بيانى ، و سحر زباني ، و فناني شاهصاحب ، كه مبنى بر محض وساوس نفساني ، و هواجس ظلماني است ، نهايت واهي و بي سر و پا و مخدوش است بوجوه عديده : تحقيق مفاد شعر ذو الرمة پرده از نظر ادب و اعتقاد اول آنكه دعوى اين معنى ، كه غرض ذو الرمة آنست كه ، اگر لفظ فعولين را خبر كان مىگردانيدم ، سوق كلام براى آن مىشد ، كه حق تعالى دو چشم معشوق را فتان ، و جادوگر ، و عقل رباى عاشقان آفريد ، و اين معنى مقصود من نيست ، دعوائى است ، كه اصلا شاهدى ، و برهانى ،

--> [ 1 ] تحفه اثنا عشريه ص 238 .