السيد حامد النقوي

124

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و اگر چه لطائف اين عبارت بسيار است ليكن روما للاختصار بر همين قدر اكتفا رفت . و نيز جناب قاضى صاحب كتاب مذكور ، در مجلس مزبور در ترجمهء هارون بعد ذكر واقعهء حبس كردن ، و بشهادت رسانيدن او حضرت موسى كاظم را ، ارشاد كرده كه هارون با اين همه اعمال وخامت‌مآل ، كه بواسطهء حب جاه از او سر زده ، در عقيدهء تشيّع راسخ بود ، و از نصرت آن مذهب مسرور مىبود ، لاجرم بوجهى كه در مجلس پنجم گذشت همواره هشام بن الحكم را ، كه از تلامذهء حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بود ، با علماء اهل خلاف در مباحثه مذهب انداختى ، و ايشان را در شكنجه مناظرهء او ماليده و ملزم ساختى ، و به آن مفتخر و مسرور بودى ، و هشام را جواهر و عطايا مقرر فرمودى . صاحب « طرائف » آورده كه در ترجمهء هارون الرشيد از « تاريخ نيشابور » كه تأليف حاكم أبى عبداللّه نيشابورى است مسطور است : كه روزى ذكر آل ابي طالب نزد رشيد مىگذشت ، رشيد گفت كه عوام توهم كرده كه علي و اولاد او را دشمن مىدارم ، و اللَّه چنين نيست كه ايشان گمان كرده من‌اند ، و خدا مىداند شدت محبت مرا نسبت بعلي و حسن و حسين عليهم السلام ، و معرفتى كه مرا بفضل ايشان حاصل است ، ليكن چون ما طلب خون ايشان از بنى اميه نموديم ، و خداى تعالى تعالى ما را سلطنت روى زمين داد ، و علويين را به خود نزديك ساختيم ، و با ايشان مخالطت نموديم بر ما حسد بردند ، و از هر طرف بر ما خروج كردند ، و خواستند كه سلطنت را از دست ما برون برند انتهى ما أردنا نقله .