السيد حامد النقوي

125

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و فوائد ثلثة كه آنفا در عبارت اولى از « مجالس المؤمنين » مبيّن شده از اين عبارت هم مستفاد ، بلكه جنايت قتل امام به حق ، كه از اشد جنايات است بر آن مستزاد ، و چون از عبارات « مجالس المؤمنين » قاضى نور اللَّه شوشترى معاندت و معادات ظاهرهء شيعه كه بعض سلاطين عباسيّه باشند ، با ائمهء طاهره و اولاد عالى درجات انحضرت واضح ، پس ثبوت عداوت ظاهره ، و اساءت باهره ، از بعض افراد شيعه ، نسبت بأئمه امجاد از حكم محكم قاضى عدل مستفاد ، و داخل كننده همچو اعادى بد كردار در زمرهء شيعه ابرار اولى البصائر و الابصار ، محض باقوال آن فجار ، كه از قبيل اقرار العاقل لنفسه است ، از اعاظم مواليان حيدر كردار ، و آن همه كردار عجائب اطوار علماى خود را فراموش كرده ، اهل سنت را بمقتضاى ديندارى و انصاف شعارى ، معراى از ولايت سيد الانبياء گفتن ، از نوادر روزگار باشد انتهى [ 1 ] . و اين همه فغان و غريو فاضل رشيد ، مبنى بر محض تغافل و عدم تدبر و تأمل است ، چه پر ظاهر است كه نسبت تشيّع عام بقاتلين ائمه اطهار و اولاد ابرارشان ، هرگز موجب لوم و طعن و عيب و ثلب ، و سبب رمز و لمز ، و همز ، و غمز نمىتواند شد ، زيرا كه قاتلين ائمه عليهم السلام نزد اهل حق كافرند ، و اشقى الاولين و الآخرين . پس تشيّع عام كه در آن بسيارى از فرق هالكه و ضالّه داخلند اگر بايشان منسوب شود ، از آن حقيقت و نجات ، و تبجيل و تعظيم شان ثابت نمىشود . آرى از ثبوت تشيع ايشان لائح مىگردد : كه ايشان امام بر حق بعد

--> [ 1 ] ايضاح لطافة المقال ص 166