السيد حامد النقوي
114
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
منافى تشيع شيخ نيست » ، صريح است بر آنكه نزد صاحب « مجالس » تشيع عام است از اثنا عشريت ، كه انكار وجود حضرت صاحب العصر عليه السلام را منافى تشيع نمىگيرد ، و ذكر منكر وجود آن حضرت را در اين كتاب ، مضاد غرض خود نمىداند . دوم آنكه قول او : « چه بعضى از طوائف الخ » صريح است در آنكه بعضى از طوائف شيعهء اماميه ، قائل بامامت ائمه اثنا عشر عليهم السلام نيستند ، پس اگر سواى حضرت صاحب العصر عليه السلام ، امامت ديگر ائمه عليهم السلام را هم كسى منكر شود ، و بامامت بى فاصلهء جناب امير المؤمنين عليه السلام قائل باشد ، او هم داخل شيعه بمعنى عام است ، و بحث در اين كتاب از شيعه عام است نه از شيعهء خاص . سوم آنكه قول او : « چه مناط تشيع الخ » ، صريح است در آنكه ، مدار تشيع مبحوث ، عنه در اين كتاب ، بر اعتقاد امامت بى فاصلهء جناب امير المؤمنين عليه السلام است ، پس فرق هالكه ضاله ، كه بامامت بى فاصلهء آن حضرت قائلند ، گو منكر امامت ديگر ائمه عليهم السلام باشند ، متشيعند بمعنى عام . چهارم آنكه از قول او : « چنانچه در صدر كتاب مذكور شد » نيز عموم تشيع از اثنا عشريت ظاهر است ، و عبارت صدر كتاب كه اشاره به آن در اين مقام فرموده اين است : اما شيعى كسى است كه خليفهء به حق ، بعد حضرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم ، امير المؤمنين على بن أبي طالب عليه السلام را داند ، و سنى كسى است كه ابو بكر را داند ، و اماميه اثنا عشريه از شيعه ، ايدهم اللَّه تعالى ، جمعىاند كه قائل به دوازده امامند ، به تفصيلى