السيد حامد النقوي

107

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

بيعت سفاح گفته : بدرستى كه قائم نشد در شما امامى بعد حضرت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم مگر علي بن ابي طالب ، و اين قائم در شما يعنى سفّاح ، و اين قول صريح است در نفى خلافت ثلاثة ، و چون سفّاح هم ردّى بر آن نكرده ، بطلان خلافت ثلاثه نزد او غير منكر باشد . پس تشيع سفاح و اتباع او از اين عبارت ثابت شد . و از اين جا است كه صاحب « مجالس المؤمنين » اين قول داود بن علي در ترجمه سفاح براى اثبات تشيع او ذكر كرده حيث قال : عبد اللَّه بن محمد بن علي بن عباس بن عبد المطلب ، كنيتش ابو العباس لقبش سفاح است ، ولادتش سنة خمس و مائة ، اول خلفاء آل عباس است ، بيعتش بسعى حسن بن قحطبه طائى ، و نصرت ابو مسلم مروزى در آدينهء چهاردهم شهر ربيع الاول سنة اثنتين و ثلثين و مائة . داود عباسى خلافت غير على عليه السلام و سفاح را باطل معرفى كرده صاحب « روضة الصفا » آورده كه صباح جمعه ابو العباس با أتباع خود سوار شده ، در دار الامارهء مروان فرود آمده ، و از آنجا به مسجد جامع رفت ، و بر منبر برآمده ، بر پاى خطبه بخواند ، بخلاف بنى اميه كه ايشان نشسته مىخواندند ، و بنابر آنكه در آن روز ضعفى داشت بر بالاى منبر بنشست ، و عمش داود بن علي از وى بيك درجه پايانتر ايستاده خطبه را تمام كرد ، و آخرين كلام داود با اهل كوفه اين بود كه : ميان شما و پيغمبر شما هيچ خليفه به حق پاى اقتدار بر منبر ننهاد ، مگر علي بن ابي طالب عليه السلام ، و اين امام كه بر منبر است يعنى عبد اللَّه بن محمد ، و بدانيد كه اين امر بما متعلق شد و از ميان ما بيرون نرود ، تا آن زمان كه عيسى عليه السلام از آسمان فرود آيد ، بعد از آن سفاح و داود از منبر فرود آمده