السيد حامد النقوي
98
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
را كه سراسر خلاف اجماع اهل اسلام است ، و از آن بصراحت تمام مطاعن عظيمه العياذ باللّه بجناب امير المؤمنين عليه السلام متوجه مىشود كه بنابر اين خلافت آن حضرت در مرتبهء رابعه هم باطل مىگردد ، بر محض خطاى نظر عمل مىفرمايد ، و آن را مستلزم عداوت جناب امير المؤمنين عليه السلام نمىداند ، اگر سلب خلافت از آن حضرت در مرتبهء رابعه ، كه اين سلب سبب اتجاه شنايع عظيمه و التزام فظايح فظيعه است ، هم مستلزم عداوت نيست ، پس بيان بفرمايند كه آخر مستلزم عداوت كدام امر است ؟ اما آنچه گفته : و هر گاه اين قول از جاحظ بموجب تصريح قاضي به جهت تقرب بمأمون عباسي سر زده شده باشد ، غرض او از تلفظ به آن ارضاء خليفه باشد ، از آن عداوت امير المؤمنين عليه السلام ، كه از امور قلبيه است ، بخاطر گذرانيدن شخص انصاف را بقتل رسانيدنست [ 1 ] . پس از اين عبارت ظاهر مىشود كه فاضل رشيد بر عدم دلالت قول جاحظ بر عداوت و ناصبيت او احتجاج به دو وجه كرده : يكى آنكه اين قول چون به جهت تقرب بمأمون عباسي بوده غرض او از تلفظ به آن ارضاء مأمون باشد نه عداوت و ناصبيت . دوم آنكه عداوت از امور قلبيه است ، پس قول جاحظ بر آن دلالت نكند . و اين هر دو وجه از غرائب افادات است ، چه از وجه اول بنابر اشتراط كليت كبرى ظاهر مىشود كه هر قولى كه براى ارضاء رئيسى صادر شود اگر چه اين قول در اقصاى شناعت و خلافت دين و اسلام باشد ، دلالت
--> [ 1 ] ايضاح لطافة المقال ص 28 مخطوط .