السيد حامد النقوي

320

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

بعد از تعليم لغت عرب ، با ترجمه تحت اللفظ آن آيات شنوانيده ، استفسار واقع شده ، كه شما از اين كلام چه فهميديد ، گواهى بر مدعاى اهل سنت داده‌اند ، و مدعاى شيعه را هرگز باور نكرده ، و از آيت نفهميده [ 1 ] ، انتهى . از اين عبارت ظاهر است ، كه شاهصاحب با دعاى موافقت و شهادت فهم كفار اهل ذمه با فهم اهل سنت مىنازند ، و به اين فهم ادعائى و شهادت مزعومه احتجاج و استدلال مىنمايند بر حقيت مزعومات اهل سنت ، و بطلان تفسيرات اتباع اهل بيت عصمت و طهارت . پس هر گاه شاهصاحب فهم كفار اهل ذمه را موجب برائت ذمه ، بلكه سبب تصاول و تطاول مجوس امة پندارند ، و شهادتشان را شهادت مقبوله قرار دهند ، و بمقابله اهل حق آن را حجت و برهان زاهر گردانند ، مدح ابو العلاء جناب رضيين كريمين ، و والد ماجد ايشان را ، گو ابو العلاء زنديق و ملحد باشد ، بالاولى حجت باشد و دليل ، وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ . ششم آنكه بنابر اين ظاهر خواهد شد ، كه جناب شاهصاحب و صاحب « منتهى الكلام » و امثال ايشان از متعصبين و معاندين ، كه السنهء خود را بلوم و توهين ، و ذم و تهجين جناب سيد رضى و سيد مرتضى طاب ثراهما مىآلايند ، از اين ملحد و زنديق هم بدتر بودند ، كه ملحد و زنديق كه اعتقاد اسلام ندارد ، بنهايت مرتبه مدح اين هر دو جناب مىنمايد ، و اين حضرات با وصف دعوى اسلام ، بلكه انتحال رياست انام ، خود را از اهانت و ملام چنين اجله كرام بازنميدارند . هفتم آنكه ثبوت اين مدح از ابو العلاء ، با وصف زندقه و الحاد او

--> [ 1 ] تحفه اثنا عشريه ص 561 ط لكهنو 1302