السيد حامد النقوي

305

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

بلفظه . و از كتب كلاميه ، و احاديث اهل حقّ و اماميّه ، بعد از تتبع يسير مىتوان دانست : كه اهل تشيّع در مطاعن خلفاى راشدين ، خصوصا احاديثى كه تعلّق بقصّه فدك دارد ، چه افتراها كه در لباس تسنّن و اعتزال نكرده‌اند ، و قبل از اين گذشت كه تمييز و اخراج ايشان از زمرهء اهل سنّت خيلى مشكل افتاده مگر بعضى از اهل كشف و عرفان را اين امر عظيم كه مشكل‌ترين جملهء مشكلها توان گفت ، بعنايت ايزدى آسان گشته چنان كه قبل از اينهم گذشت فلا تغفل انتهى [ 1 ] . « اهل سنت به صحت جميع احاديث صحيحين معتقد نيستند » از ملاحظهء اين عبارت ظاهر است كه بعد تحقيق و تنقيد ، در بعض روايات بخارى و مسلم كلام قيل و قال است ، يعنى نزد اهل تنقيد و تحقيق ، و ارباب تتبع و تفحّص ، صحّت جملهء از روايات صحيحين مسلّم نيست ، بلكه اين روايات مقدوح و مجروح و مطعون است ، و باز بنابر مزيد اختلاج قلب ، و ارتعاد جگر ، و نهايت پريشانى و حيرانى ، بر اين قدر اكتفاء نكرده ، مكذوب و مجعول و موضوع بودن روايت فدك ظاهر كرده ، اثبات وجود موضوعات و مفتريات در صحيحين خواسته . پس هر گاه روايت فدك كه در صحيح بخارى چند جا موجود است ، و در صحيح مسلم هم مذكور ، موضوع و مجعول و مكذوب و منحول باشد ، پس بيچاره شيخين و صحيحين ايشان را چه وقعت و مرتبت باقى ماند ، كه كسى

--> [ 1 ] ازالة الغين ص 582 ط دهلى .